شيخ حسين انصاريان

15

عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى)

[ إِنَّما أَمْرُهُ إِذا أَرادَ شَيْئاً أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ ] « 1 » . شأن او اين است كه چون پديد آمدن چيزى را اراده كند ، فقط به آن مىگويد : باش ، پس بىدرنگ موجود مىشود . چون پديد آمدن چيزى را اراده كند ، پرتو كلمهء كُنِ وجودى ، او را گرفته و لباس هستى مىپوشاند . به قول عارف شبسترى : به نام آن كه جان را فكرت آموخت * چراغ دل به نور جان برافروخت زفضلش هر دو عالم گشت روشن * زفيضش خاك آدم گشت گلشن توانايى كه در يك طرفة العين * زكاف و نون پديد آورد كونين چو قاف قدرتش دم بر قلم زد * هزاران نقش بر لوح عدم زد از آن دم گشت پيدا هر دو عالم * وزان دم شد هويدا جان آدم در آدم شد پديد اين عقل و تمييز * كه تا دانست از آن اصل هر چيز جهان خلق و امر از يك نفس شد * كه هم آن دم كه آمد باز پس شد تعالى اللّه قديمى كو به يك دم * كند آغاز و انجام دو عالم « 2 » خورشيد و ماه و ستارگان ، كلمات تكوينى حقّند و حركت و پخش نور و انعكاس روشنايى و انرژى دادن به موجودات ، معناى آن‌ها است . تمام درياها كلمات اللّه‌اند و كليّهء منافعى كه براى موجودات زنده آماده مىكنند ، معنا و ترجمه و تفسير آن‌هاست . همهء حيوانات عالم كه هريك در جاى خود موجودى لازمند ، هر نقشى كه در اين كشور پهناور هستى ايفا مىكنند آن نقش ، معناى آن‌هاست . راستى تناسب بين

--> ( 1 ) - يس ( 36 ) : 82 . ( 2 ) - گلشن راز .