شيخ حسين انصاريان

17

عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى)

اين انسان است كه در فطرتش مىيابد ، حقيقتى او را به سوى خود جذب مىكند و از او مىخواهد كه در كنار وى قرار گيرد . اين انسان است كه علاقه دارد تمام افراد بشر در كنار او راحت و در امنيت و آسايش باشند . اين انسان است كه مشتاق فهم حقايق عالى هستى است و مىخواهد اسرار عرصه‌گاه حيات بر او كشف شود . اين همه عشق و علاقه و ذوق و شوق كه هم چون دريا در باطن انسان موج مىزند همان مايه‌اى است كه اهل دل از آن تعبير به استعداد عرفانى و حالت عرفان خواهى مىكنند . اين قوّه و استعداد است كه اگر با قوانين وحى و رياضتهاى شرعيّه رشد كند ، انسان به آن چه كه فطرتاً در طلب آن است ، مىرسد . اين واقعيت كه در دل و جان ريشه دارد ، همان كششى است كه از جانب معشوق واقعى در اعماق هستى انسان عاشق قرار داده شده كه عاشق به محض توجّه به اين حقيقت در تكاپو مىافتد و به دنبال آراسته شدن به حقايق حركت مىكند و در ابتداى حركت و سلوكش حس مىكند كه بدون راهبرى الهى و خود ساخته‌اى ملكوتى قدرت سير و سفر و حركت در اين راه پر خطر را ندارد ، راهى كه راهزنان درونى و برونى براى راهزنى در زواياى آن كمين كرده‌اند . عاشق عرفان و حال بايد بداند كه خضر اين راه در درجهء اوّل ، انبيا و امامان عليهم السلام و سپس عالمان ربّانى هستند كه جانشينان آن بزرگوارانند . بنابراين ، سرچشمهء اين حالت حضرت محبوب است و اوست كه اين مايه را در جان قرار داده و به وسيلهء راهنمايان راه از قوّه به فعليت مىرساند و اوست كه مايهء عشق به خودش را در دل و جان انسان قرار داده و مىخواهد كه انسان از تمام