شيخ حسين انصاريان
115
عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى)
در حديث آمده : لِقَلْبِ ابْنِ آدَمَ أَشَدُّ إِنْقِلاباً مِنَ القدْرِ إِذَا اجْتَمَعَتْ غَلَيا « 1 » . همانا قلب فرزند آدم از ديگ در حال جوشيدن بيشتر زير و رو مىشود . ولى آيا انسان جبراً و اضطراراً محكوم است كه همواره محكوم انديشه باشد و اين نيروى مرموز كه مانند گنجشكى همواره از شاخى به شاخى مىپرد حاكم مطلق وجود او باشد ، يا اين كه محكوميّت در برابر قوّهء متخيّله از خامى و ناپختگى است و كاملان و اهل ولايت قادرند اين نيروى خودسر را مطيع خود گردانند ؟ شقّ دوم صحيح است ، يكى از وظايف بشر تسلّط بر هوسبازى خيال است ، و گرنه اين قوّهء شيطان صفت مجالى براى تعالى و پيمودن صراط قرب نمىدهد . براى كسب اين پيروزى هيچ چيزى مانند عبادت كه اساسش توجّه به خداست نمىباشد . رياضتكشان از راههاى ديگر وارد مىشوند ، ولى اسلام از راه عبادت بدون اين كه نيازى به آن كارهاى ناروا باشد اين نتيجه را تأمين مىكند . توجّه دل به خدا و تذكّر اين كه در برابر ربّ الارباب و خالق و مدبّر كل قرار گرفته است ، زمينهء تجمّع خاطر و تمركز ذهن را فراهم مىكند . ابن سينا در نمط نهم « اشارات » پس از تشريح عبادات عوامانه كه تنها براى مزد است و ارزش زيادى ندارد ، به عبادتهاى مقرون به معرفت مىپردازد و مىگويد : بندگى از نظر عارف و اهل معرفت ، ورزش همتها و قواى همّيه و خياليّه است كه در اثر تكرار و عادت دادن به حضور در محضر حق ، همواره آنها را از توجّه به مسائل مربوط به طبيعت و مادّه به سوى تصوّرات ملكوتى بكشاند و در نتيجه اين قوا تسليم سرّ ضمير و فطرت خداجويى انسان گردند و مطيع او شوند ، به حدّى كه
--> ( 1 ) - مسند احمد : 6 / 4 .