شيخ حسين انصاريان

109

عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى)

نفس امّاره قصد من دارد * زين دم اژدها نجاتم ده داد خاكسترم به باد هوس * از بلاى هوى نجاتم ده صحبت عامه سوخت جانم را * زآتش بىضيا نجاتم ده « 1 » اول مقام از معرفت آن است كه بنده را يقينى دهند اندر سر وى كه اندام‌هايش بدان يقين بيارامد و توكّلى دهند او را اندر جوارح كه بدان توكّل اندر دنيا سلامت يابد و حيرتى بدهندش اندر دل كه بدان حيرت اندر آخرت رستگارى يابد ، يعنى اضطراب كردن اندر طلب از ضعف يقين است ، چون بنده را يقين شود كه مقدّر به طلب كردن و ناكردن من بيش‌تر و كم‌تر نگردد ، از شغل سر و اضطراب جوارح فارغ گردد چنان كه مصطفى صلوات اللّه عليه وآله فرمود : واعْلَمْ أَنَّ ما أَصابَكَ لَمْ يَكُنْ لِيُخطيَكَ وَأَنَّ ما أَخْطاكَ لَمْ يَكُنْ لِيُصيبَكَ « 2 » . آنچه بايد به تو برسد ، هرگز از رسيدن به تو باز نماند و هرچه مقدور تو نيست هرگز به تو نرسد . گريزى نيست از كوى تو اى دوست * چه سان برگردم از كوى تو اى دوست مرا در حلقهء زلف تو افكند * فريب چشم جادوى تو اى دوست فشاندى زلف مشكين را و پر شد * مشام جانم از بوى تو اى دوست بكن چندان كه خواهى جور بر من * نمىرنجم من از خوى تو اى دوست غبار از هر دو عالم چشم پوشيد * نمىبيند بجز روى تو اى دوست عارف آن باشد كه همهء كوشش‌هاى خويش كار بندد اندر طاعت و گذاردن حقوق‌هاى خداوند تعالى و به حقيقت بشناسد كه از خداى تعالى به وى چه آمده

--> ( 1 ) - فيض كاشانى . ( 2 ) - بحار الأنوار : 2 / 154 ، باب 20 ، حديث 7 .