شيخ حسين انصاريان

367

تفسير و شرح صحيفه سجاديه (فارسى)

يكى از عوامل روى گردانى و بىعلاقگى انسان به خواسته‌هاى الهى ، اطمينان نداشتن به خداست ؛ زيرا اگر او به خدا اعتماد پيدا كند و بداند دستورها و درخواست‌هاى حق به خير و صلاح اوست ، بدون ترديد از آن‌ها استقبال مىكند چون در تمام امور قضا و قدر الهى غير از خير و مصلحت چيز ديگرى وجود ندارد و بعد از آنكه به اين مرحله نائل گرديد ، افكار و اخلاق و رفتارهايش معتدل و منطقى مىگردد تا حدى كه در برابر نعمت‌هاى از دست رفته و حوادث تلخ و شيرين سپاس مىگذارد و به افراد نيازمند نگاه تحقيرآميز و به ثروتمندان به خاطر اموالشان به بزرگى احترام نخواهد كرد ؛ زيرا يقين پيدا كرده كه شرافت انسان به فرمانبرى از خداى عزيز و افتخار به بندگى براى اوست . پس مال و دارايى و نياز و ندارى ؛ ملاك ارزش انسان‌ها نيست . ريشهء اصلى ناآرامى درون انسان گرد و غبارى است كه از طوفان گناهان بر روى قلب او نشسته است . اگر بخواهد به اعتدال روانى و غبار روبى جان موفّق شود بايد از عنايات الهى كمك بگيرد و براى پاكسازى روح ، خيرانديشى نمايد . حضرت صادق عليه السلام مىفرمايد : إِنَّ اللَّهَ إِذا أَرادَ بِعَبْدٍ خَيْراً طَيَّبَ رُوْحَهُ فَلايَسْمَعُ مَعْرُوفاً الَّا عَرَفَهُ وَ لا مُنْكَراً الَّا أَنْكَرَهُ ثُمَّ يَقْذِفُ اللَّهُ فى قَلْبِهِ كَلِمَةً يَجْمَعُ بِها أَمْرَهُ . « 1 » هنگامى كه خداوند بخواهد به بنده‌اى نيكى و خوبى كند ، روحش را پاكسازى مىكند . در اين صورت وقتى او هر سخن خوب و خداپسندى را مىشنود ، آن را مىشناسد و هر وقت سخن ناپسند و نادرستى را مىشنود ، از آن متنفّر است . سپس خداوند به دلش كلمه‌اى مىافكند كه بدين وسيله تمام امورش را گردآورى كرده و روبه راه مىسازد .

--> ( 1 ) - الكافى : 1 / 165 ، حديث 1 ؛ بحار الأنوار : 5 / 203 ، باب 7 ، حديث 30 .