شيخ حسين انصاريان
33
تفسير و شرح صحيفه سجاديه (فارسى)
فلسفهء هويتِ سركشى اين است كه انسان ، اندازهء وجودش را نمىشناسد و در اثر رهايى نفس ، وجود را مستقل و بىنياز مىپندارد و براى رسيدن به خواستههاى شيطانى نفس ، به هر پستى و جنايتى دست مىزند . شناخت نفس كه مقدمهء شناخت ربّ است در برابر سركشىِ نامحدود نفس مىباشد ، به اين مفهوم كه هر كسى درظرف نورى و ظهورى خود ، حق را بشناسد و خويش را تنها نبيند و خويش را نيازمند حقيقى به حق مشاهده نمايد ، خداوند را شناخته است . هر كس به حقيقت ظهورى خويش پى ببرد كه از كجاست و در كجا و به سوى كجا روانه مىشود . خداوند او را مورد رحمت و فيضِ بىحد و لطف ويژهء خويش قرار مىدهد . حضرت على عليه السلام در باب معرفت نفس و نشانههاى آن مىفرمايد : أَفْضَلُ الْحِكْمَةِ مَعْرِفَةُ الْإِنْسانِ نَفْسَهُ وَ وُقُوفُهُ عِنْدَ قَدْرِهِ . « 1 » برترين حكمت ، اين است كه انسان خود را بشناسد و اندازهء خويش نگه دارد . يعنى حكمت ، در عمل انسان خردمند دو چيز است : اوّل : دانش و انديشهء درست او در شناخت نفس است . دوّم : اخلاق و منش نيك او در ايستادگى بر نفس است . زيرا هرگونه دانايى و تفكّر زيركانه در احوال نفس و مراتب آن سبب شناخت مسائل مبدأ و معاد مىشود و سلوك رفتارى صحيح با مردم و رعايت حقوق و احترام ديگران و حفظ بزرگوارى خود در جامعه سبب اجتناب از گناهان و شبههها مىگردد و خود به خود نفس كنترل مىگردد . و نيز مىفرمايد :
--> ( 1 ) - غرر الحكم : 232 ، حديث 4632 .