شيخ حسين انصاريان

16

تفسير و شرح صحيفه سجاديه (فارسى)

الْكَسَلُ هُوَ التَثاقُلُ مِمّا لايَنْبَغِى التَثاقُلُ عَنْهُ وَ يَكُونُ ذلكَ لِعَدَمِ انْبِعاثٍ لِلْخَيْرِ مَعَ ظُهُورِ الإسْتِطاعَةِ فَلايَكُونُ مَعْذُوراً بِخَلافِ العاجِزِ فَإِنَّهُ مَعْذُورٌ لِعَدَمِ القُوَّةِ وَ فَقْدِ الإسْتِطاعَةِ . « 1 » كسل يعنى : سنگين كردن عملى كه شايستهء سنگينى نيست و بايد با نشاط به جا آورده شود ولى با سنگينى انجام مىگيرد ، چون انگيزه و محرك خير در عمل كنندهء او ايجاد نشده با اين كه قدرت بر ايجاد انگيزهء خير دارد لذا نمىتوان به هم‌چو شخص تنبلى به خاطر سستى كردنش به او معذور گفت ، بر خلاف عاجز كه اصلًا قدرت ندارد و بر انجام كار مستطيع نيست . در اين فراز از دعا امام زين العابدين عليه السلام بعد از درخواست وسعت رزق در پيرى و صبر در برابر مشكلات و سختىهاى زندگى آن هم در دوران كهولت و پيرى ، دورانى كه انسان چه بخواهد چه نخواهد دچار ضعف قواى جسمى و روحى مىشود از خداوند درخواست مىكند كه خدايا ! مبادا در اين دورانى كه قواى جسمى ضعيف مىشود دچار كسالت در عبادت بشوم ، مبادا نشاط و شوق و ذوقى كه براى شخص عابد لازم است كم رنگ شود كه اگر انسان دچار كسالت شد خود به خود از خداوند دور خواهد شد . لقمان حكيم به فرزندش مىفرمايد : لِلْكَسَلانِ ثَلاثُ عَلاماتٍ ، يَتَوانى حَتَّى يُفَرِّطَ وَ يُفَرِّطُ حَتَّى يُضَيِّعَ وَ يُضَيِّعُ حَتَّى يَأثَمَ . « 2 » انسان كسل سه علامت دارد : سستى مىكند تا كار از دستش بيرون رود ، كوتاهى مىكند تا آن گاه كه كار به واسطهء اين كوتاهى خراب شود ، آن گاه كه

--> ( 1 ) - مجمع البحرين : 5 / 462 . ( 2 ) - بحار الأنوار : 70 / 159 ، باب 127 ، حديث 3 ؛ الخصال : 1 / 121 ، حديث 113 .