شيخ حسين انصاريان

62

تفسير و شرح صحيفه سجاديه (فارسى)

نظر عرفانى به مسئلهء شيطان « آنچه در نظام آفرينش بهره‌اى از هستى دارد ، و جنبهء وجودى براى او مىباشد ، آفريدهء خدا و خير و رحمت است . ولى هر چه نقص است نظير زشتى و نازيبايى جنبهء فقدان و عدمى و كمبود و نارسايى داشته كه نتوانسته فيض را از اللَّه دريافت كند . يك اصل است كه اين قبيل نقص‌ها به خدا برنمى گردد ، چون جنبهء هستى و وجودى ندارد . شيطان در جهان آفرينش يك موجود است ، و وجود او در كل نظام هستى خير و رحمت است ، كار او كه براى آن كار آفريده شده است خير و رحمت است ، چنان كه وجود فرشته در نظام خلقت خير و رحمت است . كار شيطان جز وسوسه و دعوت به بدى نيست ، ولى وسوسه و دعوت به بدى براى انسانى كه بايد با نبرد در جهاد اكبر پيروز شود ، خير و رحمت است . اگر گناه در عالم نمىبود ، اگر دعوت به گناه نمىبود ، اگر وسوسه به گناه نمىبود ، فقط و فقط راه صواب بود كه در آن صورت ارج و ارزشى نبود ، قهراً اطاعت هم نبود ؛ زيرا اطاعت براى آن است كه داعى و انگيزه‌اى ايجاد شود تا انسان ميان راه صواب و گناه ، راه معينى را طى كند . اگر راه يك طرفه باشد و راه خلاف بسته باشد جائى براى تكليف و دين باقى نمىماند ، لذا آنها كه به گناه راه ندارند ، براى آنها تكاليفى از قبيل دين ، رسالت ، شريعت و مانند آن نيست . براى فرشته‌ها تكليف نيست ، رسالت و دستورالعملى نيست كه با قوانين شرعى و اعتبار شرعى و امر اعتبارى تنظيم شود . چون انسان كمالش از راه افعال اختيارى اوست ، و فعل اختيارى نيز دو بعدى است ، يعنى هم راه بدى دارد ، و هم راه خوبى ، به عبارت ديگر راه راست و بيراهه