شيخ حسين انصاريان
391
تفسير و شرح صحيفه سجاديه (فارسى)
كمك مىكند تا آن جا كه فرد معجب و خودپسندى ، بدى خويش را احسان ، و بخل و دريغ كارى خود را جود و سخا مىپندارد ، او در گمانها و تصوّراتش خيال پرداز ، و در حدس خويش به افكار دروغين و غير واقعيتها گرايش دارد ، او فردى است كه در حال سقوط و نابودى ، به نجات خويش معتقد است در حالى كه در دريايى از تاريكىها غوطه مىخورد . وَ إِذَآ أَنْعَمْنَا عَلَى الْإِنسنِ أَعْرَضَ وَ نَا بِجَانِبِهِوَ إِذَا مَسَّهُ الشَّرُّ فَذُو دُعَآءٍ عَرِيضٍ » « 1 » و هنگامى كه به انسان نعمت عطا مىكنيم [ از طاعت و عبادت ] روى بر مىگرداند و [ با كبر و نخوت ] از ما دور مىشود ، و چون آسيبى به او رسد [ براى بر طرف شدنش ] به دعاى فراوان و طولانى روى مىآورد . كسى كه در مورد خويش گرفتار عجب و خودپسندى است قهراً به غرور و خودبينى گرايش مىيابد ، و گناهان و جرمهاى سنگينى را كه دستش به آنها آلوده است كوچك و ناچيز و اندك مىشمارد ، و خير و احسان ناچيزى كه از او به ظهور مىرسد بسيار و فزون از حد تلقى مىكند . اما اگر حالت عالى تواضع همچون خورشيد از مشرق وجود انسان طلوع كند ، تا حدى راه را از چاه به او مىنماياند ، و بى شك خوبىهاى بسيار خود را اندك بيند و از بيانش شرمسار باشد ، و بديهاى اندك خود را بسيار انگارد و و از يادش غرق حيا و آزارم گردد . تنها به راه دوست نبايد زجان گذشت * جز دوست هر چه هست ببايد از آن گذشت
--> ( 1 ) - فصّلت ( 41 ) : 51 .