شيخ حسين انصاريان

390

تفسير و شرح صحيفه سجاديه (فارسى)

انسان وقتى خوبى را فقط و فقط از خدا بداند اندكش را به حساب حق بسيار بيند ، و به حساب خود كم ؛ زيرا خود را لايق آن خوبى نداند ، و وقتى بدى را از خود بيند قليلش را كثير داند ، چون گناه و معصيت هر چند كوچك و اندك باشد به علت اين كه مخالفت با خداى عظيم مىباشد ، بسيار است . عجب وخودپسندى ، آدمى را در معرض هلاك و نابودى شخصيت قرار مىدهد ، لذا خداوند متعال در قرآن كريم با بيانى روشن و عارى از ابهام به ما مىگويد : انتخاب ميانگين و مرز اعتدال در امور ، نمايانگر بهداشت روانى در رفتار و اخلاق است ، و در اشاره به همين نكته است كه مىفرمايد : وَلَا تُصَعّرْ خَدَّكَ لِلنَّاسِ وَ لَاتَمْشِ فِى الْأَرْضِ مَرَحًا إِنَّ اللَّهَ لَايُحِبُّ كُلَّ مُخْتَالٍ فَخُورٍ » « 1 » متكبّرانه روى از مردم برمگردان ، و در زمين با ناز و غرور راه مرو ، همانا خدا هيچ خودپسند فخرفروش را دوست ندارد . معنى اين سخن اين است كه اگر انسان بدون تربيت و تهذيب ، به خود واگذار شود ، عجب و خودپسندى و عشق به خويشتن ، او را در اختيار خود مىگيرد و غرور بر او چيره مىگردد و اعمالش را در هر حال زيبا و خوشايند جلوه مىدهد و اين گمان در او پديد مىآيد كه خود شخصاً خالق و آفرينندهء رفتارهاى خود مىباشد ، و از اين رهگذر به خود مىبالد و با احسان خويش بر مردم منت مىنهد و در نتيجه از خود راضى مىشود ، و از خود راضى بودن از نشانه‌هاى نقص و كمبود روانى و نشان دهندهء ابتلا و گرفتارى انسان به ضلالت و انحراف است . بنابراين عجب ، آفت و دردى است خطرناك كه دل را از بصيرت ناتوان مىسازد ، و گناهان را مخفى نگاه مىدارد ، و اشتباهات را مىآرايد و به لغزش‌ها

--> ( 1 ) - لقمان ( 31 ) : 18 .