شيخ حسين انصاريان
309
تفسير و شرح صحيفه سجاديه (فارسى)
1 - محبت يا كينه محبت و عشق مهمترين پيوندى است كه انسانها را به يكديگر متصل مىسازد . بنابراين كه ريشهء واژهء انسان از انس و الفت باشد ، آدمى در زندگى نيازمند علاقه و ارتباط است و همهء مشكلات و نگرانىهاى او از اين راه قابل حل است . جايگاه محبّت در قلب است . چنانچه به ضد آن يعنى بغض و كينه تبديل شود ؛ رابطهء انسانى به رابطهء حيوان جنگلى و دشمنىهاى ديرينه گرايش پيدا كند و دوستى با همنوع با گذشت زمان به جنگها و كشتارها كشيده خواهد شد . با مطالعه تاريخ بشر درمىيابيم كه بيشترين ناامنىها و خيانتها و قتل و غارت ملتها در اثر از بين رفتن رابطهء صلح و دوستى بوده است و هر چه انسانها از يكديگر فاصله بگيرند و از صفات اخلاقى و مكارم انسانى خالى شوند ، خصلتهاى شيطانى و حيوانى بر آنها غلبه پيدا مىكند ؛ در نتيجه مانند حيوانات وحشى يكديگر را تكه تكه مىكنند ، آتش مىزنند و همچون آدمخواران همجنس خود را مىخورند . آرى ، اين فرهنگ و تمدن وحش است كه به انسانهاى متمدن سرايت كرده است ؛ كه درندگى و عريانى و دوزيستى را از اصول فرهنگ پيشرفته و مترقى مىدانند ؛ امّا اخلاق و پوشش بدنى و همزيستى مسالمتآميز را نشانهء عقب ماندگى مىپندارند . آيات قرآن به مؤمنان هشدار مىدهد كه جمع ميان محبت خدا و محبت دشمنان خدا در يك دل ممكن نيست و بايد از ميان اين دو يكى را برگزيد ، اگر آنان به راستى مؤمنند ؛ بايد از دوستى دشمان خدا پرهيز نموده و گرنه ادعاى مسلمانى نكنند كه مىفرمايد : لَا تَجِدُ قَوْمًا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْأَخِرِ يُوَآدُّونَ مَنْ حَآدَّ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ لَوْ كَانُواْ ءَابَآءَهُمْ أَوْ أَبْنَآءَهُمْ أَوْ إِخْوَ نَهُمْ أَوْ عَشِيرَتَهُمْ أُوْلئِكَ كَتَبَ فِى