شيخ حسين انصاريان
128
تفسير و شرح صحيفه سجاديه (فارسى)
اكسيژن نرم شده و مىشود و از آن خاك نرم به وجود آمده و مىآيد ، خاك را كه هواى آرام درست كرده ، باد به اطراف برده و مىبرد ، و بر روى زمين گسترانيده و مىگستراند . آرى ، اگر هوا نبود خوراكى يافت نمىشد ، و حسّ ذائقه از كار مىافتاد ! اگر هوا نبود آتش نبود ، چون آتش در اثر اكسيژن هوا مىباشد ، وقتى بخواهند چاه نفت فروزانى را خاموش كنند ، توليد خلأ مىكنند . يعنى هوا را نابود مىسازند ، اگر آتش نبود زندگى بشر با نبودن آتش چگونه مىشد ؟ ! آيا آسايشى در جهان بود ؟ اگر هوا نبود بويى در جهان نبود ؛ زيرا بو عبارت است از پخش ذرّات بودار در هوا ، پس در اثر نبودن هوا شامه از كار مىافتاد . اگر هوا نبود رگهاى بدن ما پاره مىشد و خون بيرون مىريخت ، ديگر حياتى باقى نمىماند ، هوا فشار مخصوصى به بدن وارد مىسازد ، يعنى در هر سانتى متر مربع در حدود يك كيلوگرم ، اين فشار از پاره شدن رگها جلوگيرى مىكند ، در نقاط بالا كه فشار هوا كم است با وسايل مصنوعى فشار هوا را زياد مىكنند . اگر هوا نبود كرهء زمين هر روز به وسيلهء بيست ميليون سنگهاى آسمانى بمباران مىشد ، سنگ هائى كه در حدود پنجاه كيلومتر در ثانيه سرعت دارد ، آيا در اين صورت جاندارى در روى زمين زنده مىماند ؟ هوا اين سنگها را در خود حل مىكند تا به زمين نرسند ، اگر هوا نبود گرماى سوزان روزها ، و سرماى سخت شبها زندهاى باقى نمىگذارد ، و سودهاى ديگر و بسيار كه در هواست ! ! آيا گران قيمتترين چيز را در حيات جانداران ، اين گونه رايگان تحت اختيار آن گذاردن ، نشانهء قدرت نامتناهى و رحمت نامتناهى و حكمت نامتناهى سازندهء جهان نمىباشد ؟ هوائى كه كرهء زمين را احاطه كرده است ، موجودى است متحرك ، و بيشتر