شيخ حسين انصاريان

15

تفسير و شرح صحيفه سجاديه (فارسى)

گر ز تو رو كنم به غير ، ور به تو رو كنم زغير * جانب توست هر دو سير بى تو بسر نمىشود گر زبرت جدا شوم يا زغمت رها شوم * خود تو بگو كجا روم بى تو بسر نمىشود فيض زحرف بس كند پنبه درين جرس كند * ذكر تو بى نفس كند بى تو بسر نمىشود ( فيض كاشانى ) موقعيّت دعا انسان در هر موقعيتى كه باشد و در هر مكانت و منزلتى كه قرار بگيرد ، در هيچ شأنى از شؤون حيات بى نياز از حضرت بى نياز نمىشود . در راحت و رنج ، در خوشى و ناخوشى ، درسلامت و مرض ، در جوانى و پيرى ، در امنيّت و ناامنى به سلسله امور و مسائلى برخورد مىكند كه وى را در مشكل و بن بست قرار مىدهد و با حوادثى روبه‌رو مىگردد كه زندگى را در كامش از هر زهرى تلخ‌تر مىكند كه راهى براى خروج از بن بست و تبديل تلخى به لذت جز دعا و عرض نياز به حكيم على الاطلاق و طبيب دردمندان و حلال مشكلات در پيش پاى زندگيش نيست . مشكلات و تلخىها ، آلام و اسقام ، سختىها و مشقات ، شاه و گدا ، عالم و جاهل ، عارف و عامى ، شهرى و دهاتى ، غنى و فقير ، پير و جوان ، مريض و سالم نمىشناسد ، برنامه‌هايى است كه گريبان هر انسانى را مىگيرد و براى رهايى ازگاهى راهى به جز دعا نيست ؛ زيرا غير حضرت حق از حل آن عاجز و جز دست قدرت او گره گشايى در آن زمينه‌ها وجود ندارد . در كنار بعضى از گرفتارىها كه راه حلّى جز دعا ندارد ، اگر تكبر از دعا شود ،