شيخ حسين انصاريان

14

تفسير و شرح صحيفه سجاديه (فارسى)

رغبت دارند . خزائن هستى او و منابع نعمتش با دعا و درخواست موجودات كه هر يك به اندازهء خود و بيش از اندازه از آن خزائن و منابع خرج مىكنند ، تمام نمىشود . خداوند مهربانى كه شرط روزى دادنش فقط و فقط بودن مخلوق است و بس . عزيزى كه خواهنده و خواننده‌اى از پيشگاهش مأيوس و نااميد بر نمىگردد . مهربان مولائى كه در حريمش عرض حاجت پايان نمىپذيرد ؛ زيرا تمام موجودات در ظاهر و باطن وجودشان گدا و محتاج او هستند . پروردگارى كه قدرى و علّتى نمىتواند مانع از عطايش گردد و حاجبى بين او و بندگانش وجود ندارد . كريمى كه به خاطر گناه بندگان مانع از رسيدن روزى به آنان نيست . حضرت فيض كاشانى به پيشگاه حضرتش عرضه مىدارد : بى دل و جان بسر شود بى تو بسر نمىشود * بى دو جهان بسر شود بى تو بسر نمىشود بى سر و پا بسر شود بى تن و جان بسر شود * بى من و ما بسر شود بى تو بسر نمىشود درد مرا دوا تويى رنج مرا شفا تويى * تشنه‌ام و سقا تويى بى تو بسر نمىشود در دل و جان من تويى گنج نهان من تويى * جان و جهان من تويى بى تو بسر نمىشود يار من و تبار من مونس غمگسار من * حاصل كار و بار من بى تو بسر نمىشود آب حيات من تويى فوز و نجات من تويى * صوم و صلات من تويى بى تو بسر نمىشود