شيخ حسين انصاريان
89
تفسير و شرح صحيفه سجاديه (فارسى)
مناسك از احرام درآيند . آرى ، حاضر شدند دندان بر جگر بگذارند و در برابر همهء اين ناملايمات صبر و شكيبايى به خرج دهند ، در صورتى كه اگر حميّت جاهليت بر آنها حاكم بود هر يك از اينها كافى بود كه آتش جنگ را در آن سرزمين شعلهور سازد . آرى ، فرهنگ جاهليت ( يعنى فرهنگ جداى از خدا ) دعوت به حميّت و تعصّب و خشم جاهلى مىكند ، ولى فرهنگ اسلام به سكينه و آرامش و تسلّط بر نفس . آنگاه مىفرمايد : خداوند آنها را به كلمهء تقوا ملزم ساخت ، يعنى روح تقوا را در قلوبشان افكند و آنها از هر كس سزاوارتر و شايستهتر و اهل و محل آن بودند . به هر حال مسلمانان در آن لحظات حساس گرفتار خشم و عصبانيّت و تعصّب و نخوت نشدند و سرنوشت درخشانى را كه خداوند در ماجراى حديبيّه براى آنها رقم زده بود با آتش جهل و خشم نسوزاندند ؛ زيرا مىگويد : مسلمانان از همه سزاوارتر به تقوا بودند و اهل و محل آن . بديهى است از يك مشت جمعيّت خرافى و نادان و بت پرستان جز حميّت جاهليت انتظار نمىرفت ، ولى از مسلمانان موحّدى كه ساليان دراز در مكتب قرآن پرورش يافته بودند چنين خلق و خوى جاهلى غير منتظره بود ، آنچه از آنها انتظار مىرفت همان سكينه و وقار و تقوا بود كه در حديبيه به نمايش گذاردند ، هر چند نزديك بود بعضى از تند خويان ناشكيبا كه شايد رسوباتى از گذشته را با خود داشتند اين سدّ نيرومند را بشكنند و جنجالى برپا كنند ، اما سكينه و وقار پيامبر صلى الله عليه و آله همچون آبى بر اين آتش ريخته شد و خاموش گشت . در پايان آيه مىفرمايد : و خداوند به هر چيزى عالم و آگاه بوده و هست . او هم نيّات سوء كفار را مىداند و هم پاكدلى مؤمنان راستين را ، در اينجا سكينه و تقوا