شيخ حسين انصاريان
438
تفسير و شرح صحيفه سجاديه (فارسى)
دروغگو باشى ؟ يا او را آن چنان كه بايد سزاوار اميد نمىدانى ؟ ! اگر از يكى از مردم بترسند تا حدى از او حساب مىبرند كه در آن حد از خدا حساب نمىبرند . بنابراين ترس از بندگان را نقد و ترس از خدا را نسيه و وعدهء غيرقابل عمل قرار دادهاند . همچنين كسى كه دنيا در نظرش عظيم جلوه كند و موقعيّت آن در دلش وانمودى بزرگ داشته باشد ، دنيا را بر خدا مقدم دارد و از هر چه غير دنياست بريده و نهايتاً بردهء دنيا گردد . به هر حال هر اميدوارى جويندهء دستگيرهء نجات است تا در پرتو آن به رحمت حق برسد و هر ترسانى از آنچه هراسان است مىگريزد و سرانجام به درهء هلاكت سقوط مىكند .