شيخ حسين انصاريان
407
تفسير و شرح صحيفه سجاديه (فارسى)
آنان كه داراى مقام عصمتند ؛ هنگامى كه خود را در پيشگاه مطلق و بىنهايت حضرت حق مىبينند ، احساس عجز و شرمندگى مىكنند و كمالات خود را نسبت به كمالات حق اندك مىانگارند ؛ چرا كه نهايت عرفان ، رسيدن به فقر مطلق در برابر اوست . آن حضرات ، خوبىهاى خود را بدى مىپندارند . نه اعتراف به خطاهايشان حقيقى بوده و نه اشك و نالههايشان مجازى و ظاهرى ، بلكه آنان ظهورهاى تام و مقدس و معصوم با ادراك عجز و ناتوانى خود در برابر حق ، يك لحظه كندى در سرعت به سوى كمال بىنهايت را بزرگترين گناه و خطا و سرپيچى از پروردگار مىدانستهاند . به گونهاى كه نفس شريف خود را در رديف جنايتكار و طغيانگر قلمداد مىنمودند سپس در اوج حال انكسار و شكست نفس به پيشگاه ربّ جليل به شكايت از نفس و جسارتهاى شهوات مىپرداختند . معرفت برتر عقلانى و عرفانى معصومين عليهم السلام ، رادمردان را به خشوع و زارى فوقالعاده مىرساند . تا آن جا كه آرامش را از آنان سلب كرده و در تب و تاب ترس به انابه و التهاب وا مىدارد . اگر صحيفه سجاديه ، پر از تضرّع و زارى و امر به توبه و تصوير عاقبت گناه و گناهكاران است . سرّ آن عظمت كار و حيرت از عاقبت امر است و تمام همت امام معصوم ، متوجه هشدار به بىخبران است . شايد غافلان ، دل از نامحرمان بريده و بر محرم اسرار روى آورده و خود را نجات دهند . پس اگر انسان عظمت و قدرت را در موجودى متمركز بداند و اين كه صاحب قدرت در اوج رأفت و رحمت است ، مىتواند ؛ لحظهاى او را معدوم كند در همه حال حتى لحظهء ارتكاب گناه با تمام هستىاش كه در دست قدرت قاهره حق تعالى است او مىتواند هرطور كه بخواهد او را عذاب و مجازات كند . بنابراين او مقايسهاى در ذهن صورت مىدهد : 1 - در برابر ابعاد نامحدود حق ، احساس ناتوانى مىكند و خويش را كوچك مىشمارد .