شيخ حسين انصاريان

400

تفسير و شرح صحيفه سجاديه (فارسى)

[ « 7 » سُبْحَانَكَ لَا أَيْئَسُ مِنْكَ وَ قَدْ فَتحَتَ لِي بَابَ التَّوْبَةِ إِلَيْكَ بَلْ أَقُولُ مَقَالَ الْعَبْدِ الذَّلِيلِ الظَّالِمِ لِنَفْسِهِ الْمُسْتَخِفِّ بِحُرْمَةِ رَبِّهِ « 8 » الَّذِي عَظُمَتْ ذُنُوبُهُ فَجَلَّتْ وَ أَدْبَرَتْ أَيَّامُهُ فَوَلَّتْ حَتَّى إِذَا رَأَى مُدَّةَ الْعَمَلِ قَدِ انْقَضَتْ وَ غَايَةَ الْعُمُرِ قَدِ انْتَهَتْ وَ أَيْقَنَ أَنَّهُ لَا مَحِيصَ لَهُ مِنْكَ وَ لَا مَهْرَبَ لَهُ عَنْكَ تَلَقَّاكَ بِالْإِنَابَةِ وَ أَخْلَصَ لَكَ التَّوْبَةَ فَقَامَ إِلَيْكَ بِقَلْبٍ طَاهِرٍ نَقِيٍّ ثُمَّ دَعَاكَ بِصَوْتٍ حَائِلٍ خَفِيٍّ ] پاك و منزّهى ، از تو نااميد نمىشوم و حال آن كه درِ توبه به محضرت را به رويم گشوده‌اى ؛ بلكه سخن مىگويم ، سخن بنده‌اى خوار ؛ بنده‌اى ستم كننده به خويش ؛ بنده‌اى كه حرمت پروردگارش را سبك شمرده ؛ بنده‌اى كه گناهانش بزرگ شده و روى هم انباشته گشته و روزگارش از او روى گردان شده ، و به او پشت كرده ، تا جايى كه چون نظر مىكند ، مىبيند زمان عمل سپرى شده ، و نهايت عمر به پايان رسيده . يقين مىكند كه براى او گريزگاهى از عذابت ، و پناهگاهى از كيفرت وجود ندارد . همراه انابه و ناله با حضرتت روبه‌رو مىشود و بازگشت و توبه را براى تو خالص مىكند ، پس با دلى پاك و پاكيزه در پيشگاهت مىايستد . سپس با ناله‌اى سوزناك و آهسته تو را مىخواند .