شيخ حسين انصاريان
228
تفسير و شرح صحيفه سجاديه (فارسى)
من نظر در خوبرويان كردهام * لوح زشتى را ز زشتان شستهام در سياهى روز كى پيدا بود * چشم نابينا كجا بينا بود ( عطّار نيشابورى ) داستان ابوسعيد بقّال در زندان حجاج « ابوسعيد بقّال حكايت كند كه من و ابراهيم تيمى در حبس حجّاج بوديم . يك شب به وقت نماز مغرب با هم سخن مىگفتيم كه شخصى را درآوردند . گفتم : يا عَبْدَاللَّهِ ما قَضِيَّتُكَ ؟ از حال او و سبب حبس او سؤال كرديم ، گفت : هيچ موجب ديگر نمىدانم الّا آن كه رئيس محل از من بدينگونه سعايت كرده كه او نماز بسيار مىخواند و روزه بسيار مىگيرد ، همانا كه مذهب خوارج دارد . بدين تهمت مرا گرفته و محبوس كردهاند ؛ به خدا قسم اين مذهبى است كه هرگز نپسنديدهام و هواى آن بر دل من نگذشته است و دوست نداشتهام آن مذهب را و اهل آن مذهب را . بعد از آن گفت : بفرماييد تا مرا آب وضو دهند . التماس كرديم تا به جهت او آب وضو آوردند ، وضو ساخت و چهار ركعت نماز بگزارد و بعد از آن بگفت : اللّهُمَّ أنْتَ تَعْلَمُ إساءَتى وَ ظُلْمى وَ إسْرافى ، لَمْ اجْعَلْ لَكَ وَلَداً وَ لا نِدّاً وَ لا صاحِبَةً وَ لا كُفْواً ، فَإنْ تُعَذِّبْنى فَبِعَدْلِكَ ، وَ إنْ تَعْفُ عَنّى فَإنَّكَ أنْتَ الْغَفُورُالرَّحيمُ الْعَزيزُ الْحَكيمُ . اللَّهُمَّ إنّى أسْألُكَ يَا مَنْ لايُغْلِطُهُ الْمَسائِلُ ، وَ يا مَنْ لا يَشْغَلُهُ سَمْعٌ عَنْ سَمْعٍ ، وَ يا مَنْ لايُبْرِمُهُ إلْحاحُ الْمُلِحّينَ ، أنْ تَجْعَلَ لى فى ساعَتى هذِهِ فَرَجاً وَ مَخْرَجاً مِنْ حَيْثُ أرْجُو . . . خداوندا ، تو كردار زشت و ستم و اسراف مرا مىدانى ، براى تو فرزند و همتا و همسر و شريكى ننهادهام ، پس اگر عذابم كنى از روى عدالت توست و اگر از من درگذرى تو را سزد كه تو بسيار بخشنده و مهربان و عزيز و حكيمى . خداوندا ! اى كه درخواستهاى گوناگون او را به اشتباه نيفكند ، اى كه هيچ