شيخ حسين انصاريان
212
تفسير و شرح صحيفه سجاديه (فارسى)
دل به حكم « وَ وَسَعَنى قَلْبُ عَبْدى . . . » « 1 » محلّ تجلّى اسمى شود از توابع اسم ظاهر حق كه منشأ تعيّن نفس و مزاج اين شخص بوده باشد و در وقت سقوط نطفه و نفخ روح و زمان ولادت ، محكوم تأثير و تربيت آن اسم افتاده و حينئذ به آن اسم متحقق شود ، أعنى در وقت تجلّى آن اسم در دل او ، اسم و رسم او به كلّى از ميان برخيزد تا همه آن اسم باشد و آنگاه از مقام ايمان به مقام احسان ترقّيش محقّق شود و آن اسم كه در دل او تجلّى كرده است و اثرى از آثار آن اسماى ذات مذكور است ، حينئذ سمع و بصر و لسان و يَد و رِجلْ و عقل او گردد ، تا از اخبارى كه در حقيقت اين مقام تحقّق وارد است لطايف آن را فهم كند . پس در مراتب اسما ، سير كردن گيرد و تحقق به هر اسمى او را مستعد تحقق به اسمى ديگر مىگرداند تا به همگى اسما كه اسم ظاهر ، جامع ايشان است متحد شود . آنگاه سير در باطن روح آغازد تا به همهء اسماى باطن تنزيهى تحقّق يابد ، آنگاه به تجلّى جمعى كمالى رسد و اين سير مضاف به ساير كاملان است . اما سير مصطفوى از اين حضرت جمع قاب قَوْسَين است تا به مقام احديت جمع أو أدْنى كه لا أعلى و لا أَكْمَلَ مِنْهُ . مقدمهء دوم : آن است كه از خصايص كامل ، آن است كه غالباً به باطن و سرّ خود مشاهد حضرت غيب باشد . و به روح و نفس ، مطالع حضرت ارواح و علوم آن در مقام احسان . و به حواس ظاهر و باطن در مقام ايمان و مشغول آثار و عِبَر بود و مزاج و قواى او مقيّد باشد به مقام اسلام . و به عبادات بدنى و ملازمت همهء انواع احكام ابتلائات شرعى ، اوقات او معمور و مستغرق . اما فايدهء تقيّد سرّ و نفس شريفش به حضرت غيب و مقام احسان ، تجلّيات ذاتى و علوم حقيقى و مكاشفات صحيح است . و فايدهء تقيّد حواس و قواى ظاهر و
--> ( 1 ) - عوالى اللآلى : 4 / 7 ، حديث 7 ؛ بحار الأنوار : 55 / 39 ، باب 4 ، ذيل حديث 61 .