شيخ حسين انصاريان

206

تفسير و شرح صحيفه سجاديه (فارسى)

دزدند خودپرستى و خودكامى * با اين دو فرقه راه نپيمايد تا خلق از او رسند به آسايش * هرگز به عمر خويش نياسايد آن روز كآسمانش برافرازد * از توسن غرور به زير آيد تا ديگران گرسنه و مسكينند * بر مال و جاه خويش نيفزايد در محضرى كه مفتى و حاكم شد * زر بيند و خلاف نفرمايد تا بر برهنه جامه نپوشاند * از بهر خويش بام نيفزايد تا كودكى يتيم همى بيند * اندام طفل خويش نيارايد مردم بدين صفت اگر يا بى * گر نام او فرشته نهى شايد ( پروين اعتصامى ) داستان رهايى از غار از سيد ثَقَلَيْن و سرور خافِقَيْن ، محمدّ رسول اللَّه صلى الله عليه و آله چنين روايت كرده‌اند كه وى فرمود : از نوادر اخبار بنى اسرائيل و عجايب امم سالفه كه به الهام ربّانى و وحى آسمانى بر آن مطلع بود اين است كه : سه شخص از بنى اسرائيل در راهى با يكديگر رفيق بودند و به مراقبت و موافقت يكديگر مستظهر و مفتخر و راهى سخت و مقصدى دور فراپيش گرفته بودند و به همكلامى و مكالمت يكديگر سختى و مشقّت سفر را تخفيفى مىنمودند و فايدهء « الْرَّفيقَ ثُمَّ الطَّريقَ » « 1 » را محقّق مىگردانيدند كه ناگاه ابرى چون روز عاشقان ، سياه و بادى چون دم مفلسان ، سرد برخاست . سحاب چون دست كريمان ، عالم را مستغرق احسان خود گردانيد ، اما جهان بر آن مسافران چون سينهء لئيمان تنگ و تاريك گشت ، پناه به غارى بردند تا از خطر باد ايشان را حمايت كند ولى نمىدانستند كه به سبك پايى از قضا نمىتوان گريخت و

--> ( 1 ) - مستدرك الوسائل : 8 / 209 ، باب 24 ، حديث 9272 ؛ المحاسن : 2 / 357 ، باب 15 ، حديث 61 .