شيخ حسين انصاريان
207
تفسير و شرح صحيفه سجاديه (فارسى)
با اين ضعفى كه در انسان است با قَدَر نمىتوان آويخت و پناه جز به درگاه خدا نباشد و مرد زيرك اگر از قضا گريز جويد خود را باژگونه خواسته باشد كه : « لا مَرَدَّ لِقَضاءِ اللَّهِ ، وَ لا مَفَرَّ مِنْ قَدَرِهِ . » « 1 » هنوز در آن غار ننشسته بودند كه قيامت برخاست و هنوز از حركت ساكن نشده بودند و از باران ايمن نگشته كه كوه ثابت قدم از زلزله چون دل خائنان در اضطراب آمد . سنگى بزرگ همراه سيلاب باران در حركت آمد و بر در غار نشست ، آن چنان كه دهانهء غار بسته شد و ايشان همچون مردگان در گور تاريكى غار به حبس دچار شدند . جز به فضل حق دست آويزى و جز به رحمت ايزدى جاى گريزى نداشتند ، گفتند : اين آن ساعت است كه جز اخلاص و دعا موجب خلاص نشود و جز صدق نيّت و خلوص عقيدت و طويّت ، از اين ورطه نرهاند ، بياييد تا هر يك از ما خداى را به تضرّع و استكانت و خضوع و خشوع بخوانيم و فاضلترين طاعت و با اخلاصترين عملى كه در مدت عمر بر آن اقدام نمودهايم وسيلهء استجابت دعا با خود سازيم . پس يكى گفت كه خداوندا ، تو مىدانى كه مرا دخت عمويى بود در غايت زيبايى و ملاحت و نهايت لطافت و ظرافت و مدتها عاشق جمال و شيفتهء حسن و كمال او بودم و بارها در طلب او به لطايف حيل و مكارم عمل ، رياضتها مىكشيدم و مجاهدهها مىنمودم ، تا بعد از آن كه مال بسيار بر آن كار صرف نمودم و روزگار دراز در آن مشقت بودم ، روزى بر مراد خود قادر گشتم و او را تنها در موضعى بى زحمت اغيار بيافتم ، خواستم كه از آن گنج روان بهرهاى برگيرم و از آن چشمهء حيوان كه شكرستان لبش معدن نبات بود شربتى نوش كنم و مرادى كه در چنان حالى مطلوب و از چنان محبوبى مرغوب باشد حاصل گردانم ، آن دختر گفت :
--> ( 1 ) - كلمات الامام الحسين عليه السلام : 321 ، ذيل كلام 93 .