شيخ حسين انصاريان

205

تفسير و شرح صحيفه سجاديه (فارسى)

يكباره خداشناسان بايد از هم پراكنده شده ، هر يك به گوشه‌اى خزند و در گلوى درّه‌هاى تنگ و غارهاى ژرف فرو روند ؛ جهان را همچنان سرگشته و گمراه بگذارند و تنها گليم خود را از آب كشيده ، به حفظ جان خويش بشر را به دست غرقاب فنا و امواج نيستى بسپارند . من نمىگويم كه لجام گسيخته و خيره خيره خود را در ميان جامعه اندازيد و بيهوده آشوب و انقلاب بر پا كنيد ، اين عمل را نمىستايم و بدان اجازه نمىدهم ، اما گوشه مگيريد و خموش منشينيد و آسايش خود را بر رفع مظالم بندگان خداى و تصفيهء اختلافات مردم ترجيح مدهيد . ممكن است كه انسان به قسمت خود هم راضى باشد و از تقدير هم خرسند ، اما اين رضايت ايجاب نمىكند كه سرافكنده به كنج بخزد و زبان بريده از گفت و شنود و خلط و آميزش آرام و بر كنار ماند . خداوند دانا ، مردان نبرد را در فتنه اندازد و بدينوسيله جوهر جانشان را آزمايش كند تا بنگرد بردبار و صبور كيست ، تا معلوم شود پرهيزكار و پاكدامن كدام ، تا بنده را به روز رستاخيز بر خداى حجّت نباشد و كس در آن باز پرسى نيازموده قدم نگذارد . پس برخيزيد و دامن همت بر كمر زنيد ، بكوشيد و بجوشيد و غوغاى زندگى را بر پا داريد ، مرد باشيد و با دامن پاك و پندار عالى در صحنهء نبرد قدم گذاريد ، تا هم از لذت حقيقى حيات بهره بريد و هم به وظايف انسانيت خويش قيام نماييد ، نه همچون زنده به گوران كه بر نفس خود اتّكا و اعتماد ندارند و به همين جهت از غوغاى زندگى كناره مىگيرند . » « 1 » دانى كه را سزد صفت پاكى * آنكو وجود پاك نيالايد در تنگناى پست تن مسكين * جان بلند خويش نفرسايد

--> ( 1 ) - سخنان على عليه السلام : 181 .