شيخ حسين انصاريان
22
تفسير و شرح صحيفه سجاديه (فارسى)
سپس اعضاى كالبدم را كه چراغ راه به سوى درك « من » مىباشند . خدايا ! چگونه مىتوان تصوّر نمود كه نقطهاى از نقاط جهان طبيعت بىاشراق فيض تو بتواند به وجود خود ادامه بدهد ؟ مگر جهان طبيعت مىتواند از ذات خود حركتى و قانونى و سيستمى بسازد ؟ ! از بامدادان تا شبگير ظلمانى ، ديدگانم بر اين صحنهء بيكران طبيعت باز است ، اشكال و الوان را مىبينم ، كوچك و بزرگ و حركات و سكنات و زشت و زيباها را نظاره مىكنم ، همه چيز را مىبينم و اين نظاره را با تمام جرأت بينايى مىنامم . خداوندا ، آيا در حقيقت ديدگان من باز است و مىبينم ؟ اگر ديدگان من باز است چرا نظارت تو را از همين بود و نمودها كه بر ديدگانم مىتابد مشاهده نمىكنم ؟ پس چرا آن گاه كه احاطهء وجودى تو را بر تمام موجودات به ياد مىآورم پلكهاى چشمان درونى و برونيم روى هم مىافتند و شبپرهوار خورشيد فروزان را ناديده مىگيرم ؟ اى روشنايى بخش ديدهها ، دست عنايتى فرود آر و با مهر خداونديت نورى فرا راه اين چشمان خيره بيفشان تا نظارت تو را بر تمام اين كاينات و اشراق نور تو را بر ديدگانم درك كنم . » « 1 » عَمِيَتْ عَيْنٌ لا تَراك عَلَيْها رَقيباً . « 2 » كور است آن ديدهاى كه نظارت تو را بر خود درك نمىكند . باطن ، به اين معناست كه وجود مقدّسش پنهان از اوهام است ، كه دست عقول جزئيه و اوهام و خيالات و افكار و انديشهها به ساحت مقدّس او نمىرسد . كنه ذات حضرتش بر احدى معلوم نيست ، ديدگان دل نسبت به آن جناب در حيرت
--> ( 1 ) - نيايش حسين در عرفات : 79 . ( 2 ) - بحار الأنوار : 95 / 226 ، باب 2 ، دعاى عرفه .