شيخ حسين انصاريان
23
تفسير و شرح صحيفه سجاديه (فارسى)
است و آن ذات يگانه را درك نمىكند . او باطن كلّ باطن و محتجب كلّ محتجب است ، بالذاتْ باطن است و ظهور حضرتش به آيات و نشانههاى اوست . به افعال و آثار و عجايب و حكمتهايش او را مىبينند و ظهورش را با قدرت قلب و عقل حس مىكنند ، ولى از علم و آگاهى و بصيرت به باطن ذاتش عاجزند . عبد چون آثار اخلاقى و ايمانى و عملى را در ميان مردم از خود ظهور داد ، و براى همنوعانش در تمام زمينههاى كرامت و فضيلت اسوه شد ، و براى انجام مناجات و عبادات و استغفار به خلوت شب پناه برد ، و به دور از ديدهء بينندگان به بساط دعا و توبه و حال و ندبه و گريه و نماز شب نشست از دو حقيقت اسم ظاهر و باطن نيرو گرفته و بهره برده است . 19 - الحىّ وجود مباركش فعّال و مدبّر است و بالذات حىّ است . موت و فنا به پيشگاه مقدّس او راه ندارد و هيچ نيازى به علل و عوامل حيات براى او نمىباشد . جميع مدرَكات در سايهء ادراك حضرت اوست و جميع موجودات در ظلّ فعل او هستند . عبد چون به وسيلهء علوم و معارف ، عقل خود را زنده كند و حيات علمى ببخشد ، و قلب و باطن خويش را به حالات الهى و احساسات ملكوتى از مردگى نجات بخشد ، و بر اثر ايمان و عمل صالح به حيات طيّبه برسد ، از اسم حىّ و نور مفهوم آن بهرهور شده و ظاهر و باطنش منوَّر گشته است . مردان خدا جز ز خدا دل ببريدند * در آينه جز طلعت معشوق نديدند در راه طلب پاى ارادت بفشردند * تا شاهد مقصود در آغوش كشيدند از سر بگذشتند و ز پيمان نگذشتند * وز جان ببريدند و ز جانان نبريدند از دور فلك جز ستم و رنج نبردند * وز جام قضا جز غم و محنت نچشيدند