شيخ حسين انصاريان

21

تفسير و شرح صحيفه سجاديه (فارسى)

وى را در آيينهء آياتش مىتوان ديد ، و او را از طريق دلايل عقلى مىتوان مشاهده كرد . يار در اين انجمن ، يوسف سيمين بدن * آينه خوان جهان او به همه روبروست وجود مقدّس حضرت سيِّد الشهداء عليه السلام در دعاى بىنظير عرفه به پيشگاه حضرتش عرضه مىدارد : أيَكُونَ لِغَيْرِكَ مِنَ الظُّهُورِ ما لَيْسَ لَكَ حَتّى يَكُونَ هُوَ الْمُظْهِرَ لَكَ ؟ مَتى غِبْتَ حَتّى تَحْتاجَ إلى دَليلٍ يَدُلُّ عَلَيْكَ ؟ وَمَتى بَعُدْتَ حَتّى تَكُونَ الْآثارُ هِىَ الَّتى تُوصِلُ إلَيْكَ . « 1 » آيا براى غير تو ظهورى هست كه براى تو نيست ، تا آن غير وسيلهء ظهور تو باشد ؟ ! ! كى پنهان بوده‌اى ، تا نيازمند به دليلى باشى كه بر تو دلالت كند و كى دور بوده‌اى ، تا آثار و اصل كننده به تو باشد ؟ « بار پروردگارا ! در آن هنگام كه حالت زودگذر روانيم را كنار مىگذارم و به خود آمده و با دقّت مىنگرم مىبينم روشنائى جمال و جلالت در جهان هستى آشكارتر از هر چيز است ، و براى آن وجود خفا و پوشيدگى نيست كه تا چراغى سر را هم بگيرم و بارگاه ربوبى تو را جستجو نمايم ؛ زيرا هر آن گاه كه حقيقتى را دليل را هم فرض مىكنم با كمى تأمّل درك مىكنم كه سازندهء همين دليل و فروزندهء همين چراغ راه تويى . اگر به طور مستقيم و ناخودآگاه اعضاى مادّى كالبدم را مورد توجه قرار دهم ، غير از مشتى گوشت و استخوان و رگ و پى و خون نخواهم ديد ، ولى همين كه اعضاى بدن را با خودآگاهى درك برمىنهم در اين موقع مىبينم اول خود را درك نموده‌ام

--> ( 1 ) - بحار الأنوار : 95 / 226 ، باب 2 ، دعاى عرفه .