شيخ حسين انصاريان
208
تفسير و شرح صحيفه سجاديه (فارسى)
او را به وحشت نمىانداخت ، آنچه از مباح به دستش مىرسيد مىپوشيد ، بنده و غير بنده را در رديف خود مىنشاند . از مركب هر چه حاضر بود سوار مىشد ، برايش الاغ و قاطر و اسب و شتر فرق نداشت . بوى خوش را دوست داشت و از بوى بد پرهيز مىكرد ، با فقرا همنشين بود ، با مستمندان غذا مىخورد و به دانشمندان احترام مىكرد . مردم با شرافت را با احسان به ايشان مقرّب خود مىفرمود و به خويشان خويش بدون ترجيح دادن كسى بر كسى كمك مىكرد . عذر هر معذرت خواهى را مىپذيرفت ، در شوخى و خوشمزگى جز حق نمىگفت ، در خنده قهقهه نداشت ، بازىهاى مباح را منع نمىكرد ، با او به صداى بلند و به سبكى خشن صحبت مىكردند ولى آن حضرت حوصله مىفرمود ، شتر و گوسپندى داشت كه خود و خانوادهاش از آن تغذيه مىكردند . در خوراك و پوشاك بر بندگان و كنيزانش برترى نمىجست . وقت خود را براى غير خدا به هيچ عنوان مصرف نمىكرد ، به باغهاى صحابه مىرفت ، مستمندى را به خاطر فقر و ناداريش تحقير نمىكرد ، شكوه پادشاهى در او اثر نداشت ، شاه و گدا را به يك عبارت و به يك زبان ، به توحيد و معرفت دعوت مىفرمود . نمىخواند و نمىنوشت ، در صحراهاى خشك در كار گوسپند چرانى بزرگ شده بود ، از پدر و مادر يتيم بود ، ولى حضرت حق جميع محاسن اخلاق و راههاى پسنديده و اخبار اوّلين و آخرين و آنچه به صلاح دنيا و آخرت بود به آن جناب تعليم داده بود . در تمام مدّت عمرش ناسزا نگفت ، از لعنت كردن به مسلمان عاصى گر چه برده يا خدمتكار بود پرهيز داشت . در جنگ احد از او خواستند به دشمن نفرين كند