شيخ حسين انصاريان
156
تفسير و شرح صحيفه سجاديه (فارسى)
مىبخشود و به سخط آن حضرت در صورت آلايش به ناپرهيزكارى و تباهى انذار مىنمود كه « مبشّر » بود و « منذر » . معتدلى كامل بود و پيشوايى عادل ، طالب حقّ بود و هادى به جانب آن حقيقت مطلق و چنين بود كه خدايش « طه » خواند . سيّد اوّلين و آخرين بود و سالار انبيا و مرسلين و همين بود كه خداى جهان با آن برگزيدهء دلها و جان جهان به عنوان « يس » سخن راند و او را بدين اسم مسعود و لقب مبارك خواند . » « 1 » فيضى ، بزرگترين شاعر سدهء دهم در سرزمين هند چه نيكو سروده . اى روى تو آفتاب خاور * وز نور رُخَت جهان منوّر از چشم تو فتنههاست ظاهر * در لعل تو لطفهاست مضمر در آتش و آبم از تو ، زان رو * دارم لب خشك و ديدهء تر بزداى ز شام هجر ظلمت * اى زُهره جبين ماه پيكر بگذار كه دامنت بگيرم * سر در قدمت نهم بميرم ( فيضى هندى ) عهد شيرخوارگى و كودكى « پس از ولادت آن بزرگوار كه تجلّى گاه اوصاف جمال و جلال بود ، سر پرست دلسوز و بزرگوارش عبدالمطّلب به دختران خود عاتكه و صفيّه فرمود : براى او دايهاى تفحّص كنيد . زنان شير ده بنى هاشم را خواستند ولى آن حضرت سينهء هيچ يك را نپذيرفت . عبدالمطّلب غمگين و ناراحت از خانه بيرون آمد و به نزد كعبه رفت و با دنيايى
--> ( 1 ) - طلعت حق : 17 .