شيخ حسين انصاريان
135
تفسير و شرح صحيفه سجاديه (فارسى)
انسان در هر منطقهء طبيعى و در هر واحد جغرافيايى تا چه حدّ ، مجال ابراز كمال يافته و به چه اندازه بر حسب حال شكفته و بارور گشته باشد ، كه هر نامبردارى از نام خود به مقتضاى فراست خود و به قدر درك اجتماع خود بهرهها مىبرد ، از تعاون و تفاهم و تبادل آثار و تعاطى افكار و اگر هيچ نباشد حداقلّ ؛ قدر مسلّم اين است كه هر كس كه به نامى موسوم است در بين آشنايان و همگنان بدين نام شناخته است و معروف ، نه ناشناخته و به گمنامى موصوف . و اين نعمت كه افراد انسان در بسيط اين جهان هر كدام در حدود اجتماع خويش يكديگر را باز شناسند ، نعمتى است كه به موجب عطيّهء بنيان گذار اساس خلقت بر حسب فطرت عايد گشته و اكتساب فكرى آدمى كه آن هم حاصل عقل خداداد انسانى است بر لوازم سودمند آن افزوده و كار بدين سرانجام كشيده كه هر كسى را اسمى است . در اصل نام گذارى ، شهرتى است در مجراى وابستگىهاى اقليمى و قبيلهاى و خانوادگى ، محض نگاهدارى ، گاه همراه با لقبى به قصد بيان منقبتى اشعار به مكرمتى . و در عرب از روزگاران كهن بر اين جمله « كُنْيه » افزوده گشته ، به منظور حفظ حرمت و تعظيم آحاد امّت ، تا تنها به نام از نام بردارى ياد نشود و با ذكر كنيه احترامى ملحوظ باشد و اعتبارى محفوظ . دلالت اسم بر مسمّى و شمول اسم بنابر اطلاق عام بر اسم خاص كه عَلَم باشد و كنيه و لقب ، مطلبى مخصوص نيست و در هر اسم و شهرت و لقب و كنيتى از اين همه حكايتى است ، ولى نكتهء خاص آنگاه و آن جاست كه اسم نه تنها دلالت بر مسمّى بلكه كشف از مسمّى نيز بنمايد ، هم دالّ باشد و هم كاشف ، هم عنوان باشد و هم واصف . چنان كه اسماى پيامبر صلى الله عليه و آله ما چنين بود ، آن كه خدا را رسول امين بود و خلق خدا