شيخ حسين انصاريان

132

تفسير و شرح صحيفه سجاديه (فارسى)

من نمىترسيدم و در عين حال قدرتى كه دستم را پيش ببرد و كودك تازه به دنيا آمده‌ام را از دستشان بگيرد در وجود من نبود . اين سه نفر با خودشان طشت و آفتابه آورده بودند ، طاقهء حريرى هم كه از ابر سفيدتر و لطيف‌تر بود در كنارشان ديدم . پسرم را با آبى كه در آفتابه مىدرخشيد توى آن طشت شست و شو دادند و بعد در ميان دوشانه‌اش مُهر زدند و بعد لاى آن حرير سفيدش پيچيدند و برداشتند و با خود به آسمان‌ها بردند . تا چند لحظه زبانم بند آمده بود ، ناگهان زبانم باز شد و گلويم باز شد و فرياد كشيدم : امّ عثمان ! امّ عثمان ! خواستم بگويم كه نگذارند فرزندم را ببرند ، ولى در همين هنگام چشمم به آغوش خودم افتاده ، اى خدا ، اين پسر من است كه در آغوشم آرميده است ! « 1 » حوادث عجيب و غريب زمان ولادت پيامبر صلى الله عليه و آله از حضرت صادق عليه السلام روايت شده است كه : ابليس به هفت آسمان بالا مىرفت و گوش مىداد و اخبار سماويّه را مىشنيد ، پس چون حضرت عيسى عليه السلام متولّد شد او را از سه آسمان منع كردند و تا چهار آسمان بالا مىرفت و چون حضرت رسول صلى الله عليه و آله متولّد شد او را از همهء آسمان‌ها منع كردند و شياطين را به تيرهاى شهاب از ابواب سماوات به وقت ولادت آن گوهر يكدانهء صدف خلقت . قريش گفتند : مىبايد وقت گذشتن دنيا و آمدن قيامت باشد كه ما مىشنيديم كه اهل كتاب ذكر مىكردند . پس عَمْروبن امَيّه كه داناترين اهل جاهليّت بود گفت : نظر كنيد اگر ستاره‌هاى معروف كه به آنها مردم هدايت مىيابند و زمان‌هاى زمستان و تابستان را

--> ( 1 ) - نخستين معصوم : 30 .