شيخ حسين انصاريان
126
تفسير و شرح صحيفه سجاديه (فارسى)
چون دل داوود نفس تنگ داشت * در خور اين زير بم آهنگ داشت داشت سليمان ادب خود نگاه * مملكت آلوده نجست اين كلاه يوسف از آن چاه عيانى نديد * جز رسن و دَلْو نشانى نديد خضرْ عنان زين سفر خشك يافت * دامن خود تر شدهء چشمه يافت موسى از اين جام تهى ديد دست * شيشه به كُه پايه أرِنى شكست عزم مسيحا نه به اين دانه بود * كو ز درون تهمتىِ خانه بود خاك تو خود روضهء جان من است * روضهء تو جان جهان من است خاك تو در چشم نظامى كشم * غاشيه بر دوش غلامى كشم بر سر آن روضهء چون جان پاك * خيزم و چون باد و نشينم چو خاك ( نظامى ) ولادت پيامبر صلى الله عليه و آله عبداللَّه با ازدواج خود فصل جديدى از زندگى به روى خود گشود و شبستان حيات را با داشتن همسرى چون آمنه روشن ساخت و پس از چندى براى تجارت ، راه شام را همراه كاروانى كه از مكّه حركت مىكرد پيش گرفت . زنگ حركت نواخته شد و كاروان به راه افتاد و صدها دل را نيز همراه خود برد . در اين وقت آمنه دوران حاملگى را طى مىنمود . پس از چند ماه طلائع كاروان آشكار گشت ، عدّهاى به منظور استقبال از خويشان و كسان خود تا بيرون شهر رفتند ، پدر پير عبداللَّه در انتظار پسر است ، ديدگان كنجكاو عروسش نيز عبداللَّه را در ميان كاروان جستجو مىكرد ، متأسفانه اثرى از او در ميان نبود و پس از تحقيق مطّلع شدند كه عبداللَّه موقع مراجعت در يثرب مريض شده و براى رفع خستگى و استراحت در بين خويشان خود توقّف كرده است . استماع اين خبر آثار اندوه و تأثّر در پيشانى او پديد آورده و پردههايى از اشك در چشمان او به وجود آمد .