شيخ حسين انصاريان

28

تفسير و شرح صحيفه سجاديه (فارسى)

1 - عمران بن سليم مىگويد : هرگاه زُهرى از علىّ بن الحسين مطلبى نقل مىكرد ، مىگفت : مرا زين‌العابدين روايت كرد . يك بار سفيان بن عُيَيْنه به او گفت : از چه جهت او را زين‌العابدين مىگويى ؟ پاسخ داد : از سعيد بن مسيّب شنيدم كه رسول خدا فرمود : يُنادِى مُنادٍ : أَيْنَ زَيْنُ العابِدين ؟ روز قيامت ، فرياد كننده‌اى آواز برآرد : زينت عبادت كنندگان ، كجاست ؟ چنان مىبينم كه فرزندم علىّ بن الحسين با تمام وقار و سكون در ميان مردم محشر براى رسيدن به جايگاهش قدم بر مىدارد . « 1 » 2 - سحرگاهى در حال عبادت و مناجات بود ، مناجاتى عاشقانه و عبادتى خالصانه ، ابليس به صورتى وحشتناك در برابرش مجسّم شد تا وى را از حال خوشى كه با محبوبش داشت باز دارد ، آن حضرت كمترين توجّهى به آن شبح هولناك و چهرهء ترس‌آور نكرد ، به قيام و قعود و به ذكر و مناجاتش ادامه داد كه ناگهان شنيد گوينده‌اى از طرف غيب ، سه مرتبه فرياد زد . أنْتَ زَيْنُ الْعابِدينَ حَقّاً . تو ، به حقيقت زينت عبادت كنندگان هستى ! « 2 » سيّد محمد حسين شهريار ، اديب بزرگ چه نيكو سروده : دلم جواب بلى مىدهد صَلاى تو را * صلا بزن كه به جان مىخرم بلاى تو را كِشم جفاى تو تا عمر باشدم هر چند * وفا نمىكند اين عمرها وفاى تو را بجاست كز غم دل رنجه باشم و دلتنگ * مگر نه در دل من تنگ كرده جاى تو را تو از دريچهء دل مىروى و مىآيى * ولى نمىشنود كس صداى پاى تو را ( شهريار )

--> ( 1 ) - بحار الأنوار : 46 / 3 ، باب 1 ، حديث 1 ؛ علل الشرايع : 1 / 230 ، باب 165 ، حديث 1 . ( 2 ) - بحار الأنوار : 46 / 5 ، باب 1 ، حديث 6 ؛ كشف الغمّة : 2 / 74 .