الشيخ عباس القمي (مترجم :انصاريان)

70

مفاتيح الجنان (فارسى)

و پنجاه بار « قل هو اللّه احد » تلاوت شود ، و چون از نماز فارغ شود اين دعا را بخواند كه تسبيح آن حضرت است : پاك و منزّه است آن‌كه نشانه‌هاى وجودش نابود نشود ، پاك و منزّه است آن‌كه از خزانه‌هايش كاسته نگردد ، پاك و منزّه است آن‌كه فخرش را فروپاشى نباشد ، پاك و منزّه است آن‌كه آنچه نزد اوست پايان نيابد ، پاك و منزّه است آن‌كه دورانش به سر نرسد ، پاك و منزّه است آن‌كه هيچكس را در كارش شركت ندهد ، پاك و منزّه است آن‌كه شايستهء پرستشى جز او نيست . پس از اين تسبيح دعا كند و بگويد : اى آن‌كه درگذرى از بديها ، و به آنها كيفر نكنى ! اى خدا ! بر بنده‌ات مهر ورز ، وجود مرا درياب ، اى سرور من من بندهء تو هستم ، بنده‌اى ايستاده در پيشگاه تو ، پروردگارا ! خدايا به هستىات سوگند ، اى آرمان من ، اى بخشاينده ، اى فرياد رس ، درياب بنده‌ات را ! درياب بنده‌ات را ! بنده‌ات را چاره‌اى نيست ، اى واپسين اميد ، اى روان‌كنندهء خون در رگهايم ! اى سرور من ! اى مالك من ، اى او ! اى او ! پروردگارا ! بنده‌ات را درياب ، بنده‌ات را درياب ، چاره‌اى ندارم ، از پيش خود هيچ ندارم ( كه عين نيازم ) توان سود و زيان خويش را ندارم ، كسى را براى يارى نمىيابم ، چاره‌جوييها از من جدا گشته ، و هر گمان چاره‌اى نابود گشته است ، روزگار مرا تنها به سوى تو روانه ساخته ، ازاين‌رو در اين‌جا در برابر بارگاهت ايستاده‌ام ، همهء اينها خدايا ! با آگاهى تو بوده است پس چگونه با من رفتار خواهى كرد ؟ اى كاش ! مىدانستم پاسخ خواهشم را چگونه خواهى داد ؟ آيا خواهى گفت : آرى يا مىگويى نه ؟ اگر بگويى : نه ؛ پس واى بر من ! واى بر من ! واى بر من ! ، واى از درماندگىام ! واى از درماندگىام ! واى از درماندگىام ! واى از بيچاره‌گىام ! از بيچاره‌گىام ! واى از خوارىام از