الشيخ عباس القمي (مترجم :انصاريان)
479
مفاتيح الجنان (فارسى)
و سوختن آسيبى به تو نرسد ، و كمى از تربت حضرت سيد الشّهدا عليه السّلام را با خود بردار ، و در وقت برداشتن چنين بگو : خدايا اين تربت قبر حسين ( درود بر او باد ) ولىّ تو و پسر ولىّ تو است ، كه آن را پناهگاه خود از آنچه مىترسم و نمىترسم قرار دادم . و با خود انگشتر عقيق و فيروزه بردار ، به ويژه انگشترى كه عقيقش زرد باشد و يك طرفش منقوش به ( ما شاء اللّه لا قوّة الّا باللّه استغفر اللّه ) و طرف ديگرش ( محمّد و على ) باشد ، سيّد ابن طاووس در كتاب امان الاخطار از ابو محمّد قاسم بن علا از صافى خادم حضرت هادى عليه السّلام روايت كرده : از آن حضرت اجازه خواستمبه زيارت جدّش حضرت رضا عليه السّلام بروم ، فرمود : با خود انگشترى داشته باش ، داراى نگين زرد و نقش نگين آن ( ما شاء اللّه لا قوة الّا باللّه استغفر اللّه ) و نقش طرف ديگرش « محمّد و على » چون اين انگشتر را بردارى ، از شرّ دزدان و راهزنان امان يا بى ، و براى سلامت تو تمامتر و نسبت به دين تو حفظ - كنندهتر است ، خادم گويد : بيرون آمدم و انگشترى كه حضرت فرموده بود تهيه كردم ، سپس خدمت ايشان بازگشتم كه براى سفرم با آن جناب وداع كنم ، چون وداع كردم و دور شدم ، دستور داد مرا برگردانند ، وقتى برگشتم فرمود : اى صافى . عرض كردم : لبيّك اى آقاى من : فرمود : انگشتر فيروزه هم بايد همراه داشته باشى ، زيرا ميان طوس و نيشابور شيرى به تو برخواهد خودر ، كه قافله را از ادامه سفر منع خواهد كرد ، تو پيش برو ، و اين انگشتر را به شير بنما و بگو مولاى من مىگويد از راه . دور شو ، بايد بر يك طرف نگين فيروزه « اللّ الملك » و بر طرف ديگرش الملك للّه الواحد القهّار نقش كنى ، زيرا نقش انگشتر فيروزهء امير المؤمنين عليه السّلام اللّه الملك بود ، چون خلافت به آن حضرت برگشت الملك للّه الواحد القهّار را نقش كرد ، و چنين نگينى انسان را از حيوانات درنده امان مىبخشد ، و در جنگها باعث پيروزى و غلبه مىشود . صافى مىگويد : به سفر رفتم ، به خدا سوگند در همان مكان كه حضرت فرموده بود شير بر سر راه آمد ، و آنچه فرموده بود انجام دادم ، شير برگشت ، چون از زيارت بازگشتم ، آنچه واقع شده بود خدمت آن حضرت عرض كردم ، فرمودند يك چيز ماند كه نگفتى ، اگر مىخواهى من بگويم ، گفتم آقاى من شايد فراموش كرده باشم ، فرمود شبى در طوس شب را نزديك قبر شريف به سر مىبردى ، گروهى از جنيّان به زيارت قبر آن حضرت آمده بودند ، آن نگين را