الشيخ عباس القمي (مترجم :انصاريان)
435
مفاتيح الجنان (فارسى)
فضل تو عذر مرا از آنها پذيراست . خدايا همانا مىدانى هرچند طاعت از جانب من ، به صورت كار جدّى ادامه نداشته ، ولى به صورت محبّت و اراده ادامه داشته . خدايا چگونه تصميم بگيرم و حال آنكه تو چيرهاى ؛ و چگونه تصميم نگيرم درحالىكه تودستوردهندهاى ، خدايا مردّد شدن من در آثار موجب دورى ديدار است ، پس مرا با وجودت گرد آور ، به وسيلهء عبادتى كه مرا به تو رساند ، چگونه بر وجود تو استدلال شود ، به موجودى كه در وجودش نيازمند به توست ؟ آيا براى غير تو ظهورى هست كه براى تو نيست ، تا آنان غير وسيلهء ظهور تو باشد ؟ ! ! كى پنهان بودهاى ، تا نيازمند به دليلى باشى كه بر تو دلالت كند و كى دور بودهاى ، تا آثار و اصل كننده به تو باشند ؟ كور باد ديدهاى كه تو را بر آن ديدهبان نبيند و زيانكار باد تجارت بندهاى كه از محبّتت براى او سهمى قرار ندادهاى ، خدايا مرا به رجوع به آثار فرمان دادى ، پس مرا به پوششى از انوار و هدايتى بصيرتجو به سوى خود بازگردان ، تا از آنها به سويت بازگردم همانطور كه از آنها به بارگاهت بار يافتم ، با نگاهدارى نهادم از نگاه به آنها و برگرفتن همّتم از اعتماد بر آنها ، همانا تو بر هرچيز توانايى . خدايا اين خوارى من است كه در برابرت عيان است ، و اين حال من است كه بر تو پوشيده نيست ، از تو رسيدن به تو را مىخواهم ، و بر تو استدلال مىكنم ، پس به نورت مرا به وجودت راهنمايى كن ، و در برابرت به صدق بندگى بر پا دار . خدايا از علم مخزونت به من بياموز ، و به پردهء نگاهداريت حفظم كن . خدايا مرا به حقايق اهل قرب محقق كن ، و به راه و روش اهل جذب ببر ،