الشيخ عباس القمي (مترجم :انصاريان)

434

مفاتيح الجنان (فارسى)

منت بسيار است ، و اگر زشتيهايى از من ظاهر گردد ، به عدل توست و تو را بر من حجت كامل است . خدايا چگونه مرا وا مىنهى در صورتى كه عهده‌دار من شده‌اى ؟ و چگونه مورد ستم واقع شوم و حال آنكه تو يار منى ؟ يا چگونه نااميد گردم ، درحالىكه نسبت به من سخت مهربانى اينك به نيازم به تو ، متوسل به توام ، و چگونه متوسل به تو شوم به آنچه كه محال است به تو برسد ، يا چگونه از حالم به تو شكايت كنم و حال آنكه بر تو پوشيده نيست ؟ يا چگونه با گفتارم ترجمه حال نمايم ، درحالىكه از تو براى تو واضح است ؟ يا چگونه آرزوهايم را به عرصه نوميدى برى ، در صورتىكه به آستان تو وارد گشته ؟ يا چگونه احوالم را نيكو نگردانى ، درحالىكه احوال من استوار به توست ؟ خدايا چه اندازه به من لطف دارى . با اين نادانى فوق العاده من ، و چه‌قدر به من مهربانى ، با اين عمل زشت من ؟ خدايا چقدر به من نزديكى ، و من چقدر از تو دورم ، و چه اندازه به من مهر مىورزى پس چيست . آنچه مرا از تو در پرده مىكند ؟ خدايا از اختلاف آثار ، و تغييرات احوال دانستم كه خواسته‌ات از من اين است كه خود را در هرچيز به من بشناسانى تا در هيچ‌چيز نسبت به تو جاهل نباشم ، خدايا هر زمان فرومايگىام از سخن مرا بازداشت ، كرم تو گويايم نمود ، و هروقت اوصافم نااميدم كرد ، نعمتهايت به طمعم انداخت . خدايا كسىكه زيباييهايش زشتى بوده ، پس چگونه زشتيهايش زشتى نباشد ، و كسىكه حقيقت‌گوييهايش ادعاى خالى بوده ، چگونه ادعاهايش ادعا نباشد ؟ خدايا دستور نافذت ، و مشيت چيره‌ات ، براى صاحب سخن سخنى ، و براى صاحب حال حالى نگذشته ، خدايا چه بسيار طاعتى كه بنا كردم ، و چه بسيار حالتى كه استوار نمودم . عدالتت اعتمادم را بر آنها ويران كرد ، ولى