الشيخ عباس القمي (مترجم :انصاريان)
418
مفاتيح الجنان (فارسى)
و رفتوآمد روزگار و سالها ، ايمنى بخشيدى همواره كوچكننده بودم از صلبى به رحمى ، درگذشته از ايام و قرنهاى پيشين ، از باب رأفت و لطف و احسانى كه به من داشتى ، مرا در حكومت پيشوايان كفر ، آنانكه پيمانت را شكستند ، و پيامبرانت را تكذيب كردند ، به دنيا نياوردى ، ولى زمانى به دنيا آوردى به خاطر آنچه در علمت برايم رقم خورده بود و آن عبارت بود از هدايتى كه مرا براى پذيرفتن آن آماده ساختى ، و در عرصهء گاهش نشود و نمايم دادى ، و پيش از آن هم با رفتار زيبايت ، و نعمتهاى كاملت بر من مهر ورزيدى ، در نتيجه وجودم را پديد آوردى از نطفهء ريخته شده و در تاريكيهاى سهگانه ميان گوشت و خون و پوست جايم دادى ، و مرا در آفرينش وجودم گواه نگرفتى ، و چيزى از كار خلقتم را به من واگذار ننمودى ، سپس براى آنچه در علمت از هدايتم گذشته بود مرا كامل ميانه به دنيا آوردى ، و در حال كودكى و خردسالى در ميان گهواره محافظت نمودى ، و از بين غذاها شير گوارا نصيبم كردى ، و دل دايهها را بر من مهربان نمودى ، و مادران پرمهر را به پرستارىام گماشتى ، و از آسيبهاى پريان نگهدارى فرمودى ، و از زيادى و كمى سالمم داشتى ، پس تو برترى اى مهربان ، اى بخشنده ، تا آنگاه كه آغاز به سخن كردم . نعمتهاى كاملت را بر من تمام كردى ، و مرا در هر سال با افزوده شدن به وجودم پرورش دادى ، تا آفرينشم كامل شد ، و تاب و توانم معتدل گشت ، حجّت را بر من واجب نمودى ، چنانكه معرفتت را به من الهام فرمودى و با شگفتيهاى حكمتت به هراسم افكندى ، و به آنچه در آسمان و زمينت از پديده هاى خلقت پديد آوردى