الشيخ عباس القمي (مترجم :انصاريان)

408

مفاتيح الجنان (فارسى)

بر سراپردهء عرش نوشتى ، به دوهزار سال پيش از آنكه مخلوقات ، و دنيا ، و آفتاب ، و ماه به دست قدرتت آفريده شوند ، و گواهى مىدهم كه معبودى جز خدا نيست ، يگانه و بىشريك است ، و همانا محمّد بنده و فرستاده اوست ، و از تو درخواست مىكنم به حق آن نامت كه در ميان گنجينه‌اى از گنجينه‌هاى توست ، نامى كه در علم غيب نزد خود خاص خويش نمودى ، نامى كه هيچيك از آفريدگانت بر آن آگاه نشد ، نه فرشته مقرّبى ، و نه پيامبر فرستاده‌اى ، و نه بندهء برگزيده‌اى و از تو درخواست مىكنم به حق نامت ، كه درياها را با آن شكافتى ، و كوهها را با آن برپا ساختى ، و شب‌وروز با آن در رفت و آمد شد ، و به حق سورهء « حمد » ، و قران بزرگ ، و به حق نويسندگان بزرگوارت ، و به حق سوره‌هاى « طه » « يس » ، و « كهيعص » و « حمعسق » ، و به حق تورات موسى ، و انجيل عيسى ، و زبور داود ، و فرقان محمّد درود خدا بر او و خاندانش و بر همهء رسولان و به حق باهىّ و شراهىّ [ دو نام اعظم ، يادوراز ، يا دو تن از اولياى الهى ] ، خدايا از تو درخواست مىكنم به حق آن راز و نيازى كه ميان تو و موسى بن عمران بر فراز كوه طور سينا انجام گرفت ، و از تو مىخواهم به حق نامى كه براى گرفتن جانها به ملك الموت آموختي 7 و از تو مىخواهم به حق نامى كه بر برگ زيتون نوشته شد ، و آتش در برابر آن برگ فروتن گشت ، پس گفتى : اى آتش سرد سرد و سلامت باش ، و از تو مىخواهم به حق نامى كه آن را بر سراپردهء بزرگوارى و كرامت نوشتى ، اى كه خواهنده‌اى بازش ندارد ، و عطا از خزانه‌هايش نكاهد ، اى آن‌كه از او فريادرسى شود ، و از او پناه جويند ، از تو درخواست مىكنم به