الشيخ عباس القمي (مترجم :انصاريان)

314

مفاتيح الجنان (فارسى)

به نااميدان از خير و صلاح فرود آمده‌ام ، پس بدحال‌تر از من كيست ؟ اگر من بر چنين حالى به قبرم وارد شوم ، قبرى كه آن را براى خواب آماده نساخته‌ام ، و براى آرميدن به كار نيك فرش ننموده‌ام ، و مرا چه شده كه گريه نكنم ، و حال آنكه نميدانم بازگشت من به جانب چه خواهد بود ، من نفسم را مىنگرم كه با من نيرنگ مىبازد ، و روزگار را مشاهده مىكنم كه مرا مىفريبد ، و حال آنكه بالهاى مرگ بالاى سرم به حركت درآمده ، پس مرا چه شده كه گريه نكنم ، گريه مىكنم براى بيرون رفتن جان از بدنم ، گريه مىكنم براى تاريكى قبرم ، گريه مىكنم براى تنگى لحدم ، گريه مىكنم براى پرسش دو فرشتهء قبر منكر و نكير از من ، گريه مىكنم براى درآمدنم از قبر عريان و خوار ، درحالىكه بار سنگينى را بر دوش مىكشم ، يك بار از طرف راست و بار ديگر از جانب چپم نگاه مىكنم ، هنگامىكه مردمان در كارى جز كار منند ، چه براى هركسى از آنان در آن روز كارى است كه او را بس است ، چهره‌هايى در آن روز روشن و خندان خوشحال‌اند ، و چهره‌هايى در آن روز بر آنها غبار بدفرجامى نشسته ، و سياهى و خوارى آنها را پوشانده ، اى آقاى من ، تكيه و اعتمادم و اميد و توكلّم بر تو ، و آويختنم بر رحمت توست ، هركه را خواهى به رحمتت رسانى ، و با كرامتت هركه را دوست دارى هدايت كنى ، پس تو را سپاس بر اينكه قلبم را از شرك پاك نمودى ، و براى تو سپاس بر گشودن زبانم ، آيا با اين زبان كندم تو را شكر كنم ، يا با نهايت كوشش در كارم تو را خشنود نمايم ، پروردگارا ارزش زبانم در كنار شكرت چيست ، و قيمت كارم در برابر نعمتهايت و احسانت چه اندازه است ؟ ! خدايا ، جودت آرزويم را گسترد ، و سپاست عملم را پذيرفت ، اى آقاى من ميلم به سوى توست ، و ترسم از جانب توست ، و آرزويم به