الشيخ عباس القمي (مترجم :انصاريان)
315
مفاتيح الجنان (فارسى)
پيشگاه توست ، آرزويم مرا به سوى تو كسانده و همّتم بر درگاه تو اى خداى يگانه معتكف شده ، و رغبتم در آنچه نزد توست فزونى يافته ، اميد خالص و بيمم براى توست ، و محبّتم به تو انس گرفته ، و دستم را به جانب تو انداختم ، و ترسم را به سوى رشتهء طاعت تو كشيدم ، اى مولاى من دلم به ياد تو زندگى كرد ، و با مناجات با تو آتش هراس را بر خود سرد نمودم ، اى مولايم و اى آرزويم و اى نهايت خواستهام ، ميان من و گناهم جدايى انداز ، گناهى كه بازدارندهء من از ملامت طاعت توست ، تنها از تو درخواست مىكنم ، به خاطر اميد ديرينه به تو ، و بزرگى طمع از تو ، كه از مهر و رحمت بر خود واجب كردهاى ، پس فرمان توراست ، يگانهاى و شريكى ندارى ، و همهء خلق جيرهخوار تو ، و در دست قدرت تواند ، و هرچيز براى تو فروتن است ، منزّهى تو اى پروردگار جهانيان ، خدايا به من رحم كن آنگاه كه حجّتم بريده شود ، و زبانم از پاسخت ناگويا گردد ، و به هنگام بازپرسىات هوش از سرم برود ، اى بزرگ اميدم ، زمانىكه بيچارگىام شدّت گيرد محرومم مكن ، و به خاطر نادانىام از درگاهت مران ، و به علت كم تابىام از رحمتت دريغ مفرما ، به جهت تهيدستىام عطايم كن ، و به خاطر ناتوانىام به من رحم كن ، آقايم اعتماد و تكيه ، اميد و توكلم بر توست ، و آويختنم به رحمت توست ، و بارم را به آستان تو اندازم ، و خواستهام را به جود و كرم تو جويم ، پروردگارا دعايم را آغاز مىكنم ، و رفع تنگدستىام را به تو اميد مىبندم ، و به توانگرى تو نادارىام را جبران مىكنم ، و ايستادنم زير سايهء عفو توست ، و به جانب جود و كرمت ديدهام را بلند مىكنم ، و به سوى احسانت نگاهم را ادامه مىدهم ، پس مرا به آتش