الشيخ عباس القمي (مترجم :انصاريان)
307
مفاتيح الجنان (فارسى)
آن نيستم كه در رهايى از كيفرت بر اعمالمان تكيه كنم ، بلكه به احسانت بر ما اعتماد دارم ، چرا كه تو اهل تقوا و مغفرتى ، از باب نعمتدهى ابتداى به احسان مىكنى ، و از جهت كرم از گناه در مىگذرى ، پس نمىدانم از چه سپاس گويم ، از زيبايى كه مىگسترانى ، يا كار زشتى كه مىپوشانى ، يا بزرگ آزمونى كه آزمودى و شايستهء نيكى نمودى ، يا آن همه مشكلى كه مرا از آن رهانيدى ، و سلامت كامل بخشيدى ؟ ! اى محبوب آنكه به تو دوستى ورزيد ، اى نور چشم كسىكه به تو پناه آورد و براى رسيدن به تو از ديگران گسست ، تو نيكوكارى و ما بدكارانيم ، به زيبايى آنچه نزد توست ، از زشتى آنچه پيش ماست درگذر ، پروردگارا كدام جهلى است كه جود تو گنجايش آن را نداشته باشد ، و كدام زمان طولانىتر از مهلت دادن توست ، در كنار نعمتهايت ارزش اعمال ما چيست ، چگونه اعمال خود را بسيار انگاريم ، تا با آنها با كرمت برابرى كنيم ، بلكه چگونه بر گنهگاران تنگ شود آنچه از رحمتت شاملشان شده ؟ ، اى گستردهء آمرزش ، اى گشادهدست به رحمت ، اى آقاى من به عزّتت سوگند ، اگر مرا برانى از درگاهت دور نخواهم شد ، و از چاپلوسى و تملق نسبت به تو دست نخواهم كشيد ، به خاطر شناختى كه به جود و كرمت پيدا كردهام ، تو انجام دهى آنچه را كه خواهى ، هركه را بخواهى عذاب مىكنى به هرچه كه بخواهى و به هر صورتى كه بخواهى ، و رحم مىكنى هركه را بخواهى ، به هرچه كه بخواهى و به هر كيفيت كه بخواهى ، از آنچه كنى بازخواست نشوى ، و در فرمانروايىات نزاع در نگيرد ، و كسى در كارت شريكت نگردد ، و در داورىات با تو هماورد نشود ، و در تدبيرت احدى بر تو اعتراض نكند ، آفرينش و فرمان توراست ، منزّه است خدا پروردگار جهانيان ، پروردگارا اين است جايگاه كسىكه به پناهت آمد ، و به كرمت پناهنده