الشيخ عباس القمي (مترجم :انصاريان)

279

مفاتيح الجنان (فارسى)

كوچك تو ، نيازمند به تو ، احسان و نيكىات را آرزومندم ، چنانچه اى مولاى من در جايگاهى كه در اين شب بر يكى از بندگانت احسان نمودى ، و بر او جايزه‌اى عطا كردى ، پس بر محمّد و خاندان محمّد كه پاكان و پاكيزگان و نيكوكاران و برترينند درود فرست ، و از نعمت و نيكىات بر من ببخش اى پروردگار جهانيان ، و درود خدا و سلام بسيار بر محمّد خاتم پيامبران و خاندان پاكش باد ، به درستى كه خدا ستوده و بزرگوار است . خدايا ! تو را مىخوانم آنچنان‌كه فرمان دادى ، پس دعايم را به اجابت برسان همانطوركه وعده فرمودى ، كه تو هرگز از وعدهء خويش تخلّف نكنى . و اين دعايى است كه در سحرها در پى نماز شفع خوانده مىشود . دوازدهم : بعد از هر دو ركعت از نماز شب و شفع ، و بعد از دعاهاى وتر دعايى را كه شيخ طوسى و سيّد ابن طاووس روايت كرده‌اند بخواند . سيزدهم : سجده‌ها و دعاهايى را كه از رسول خدا صلى اللّه عليه و آله روايت شده بجا آورد از جمله روايتى است كه شيخ از حمّاد بن عيسى از ابان بن تغلب روايت كرده كه گفت ، امام صادق عليه السّلام فرمودند : شب نيمهء شعبانى فرا رسيد ، رسول خدا در آن شب در منزل عايشه بود ، چون شب به نيمه رسيد از بستر خود براى عبادت برخاست ، هنگامىكه عايشه بيدار شد ، دريافت كه پيامبر از خوابگاه خويش بيرون رفته ، وى را همچون اغلب زنان وسوسه گرفت ، گمان كرد آن حضرت نزد همسر ديگرى از همسرانش رفته ، از جا برخاست و چادرش را بر خود پيچيد و سوگند به خدا كه چادر او از ابريشم و كتان نبود ، تارش از مو ، و پودش از كرك شتر مايه داشت ، حجره‌به‌حجره در حجره‌هاى زنان رسول خدا جستجو مىكرد ، در اين ميان كه در جستجوى آن حضرت بود ، ناگهان نگاهش به رسول خدا افتاد كه مانند جامه‌اى بر زمين چسبيده در حال سجده است ، به نزديك آن حضرت رفت ، شنيد در سجده‌اش چنين مىگويد : همهء هستى و انديشه‌ام برايت سجده كرد ، و دلم به تو ايمان آورد ، اين است دستانم و آنچه بر خود جنايت كردم