الشيخ عباس القمي (مترجم :انصاريان)

263

مفاتيح الجنان (فارسى)

به اهل آن آگاهى دهم كه تو را دوست دارم . خدايا اگر عملم در برابر طاعتت كوچك بوده ، همانا از سر اميد به تو آرزويم بزرگ است . خدايا چگونه از بارگاهت با نوميدى و محروميت بازگردم ، درحالىكه خوش‌گمانىام به بخشش وجودت اين بوده كه مرا نجات‌يافته و بخشيده باز مىگردانى ، خدايا عمرم را در آزمندى غفلت از تو نابود ساختم ، و جوانىام را در مستى دورى از تو پير نمودم . خدايا در روزگار غرور نسبت به تو ، بيدار نشدم و گاه تمايلم به سوى خشم تو آگاه نگشتم . خدايا و من بندهء تو و فرزند بندهء توام ، در برابرت ايستاده‌ام ، به كرمت به حضرت تو متوسّلم . خدايا ، بنه‌اى هستم ، كه به درگاهت از آنچه كه با آن با تو روبرو بوده‌ام از كمى حيايم از مراقبتت نسبت به من بيزارى مىجويم و از تو درخواست گذشت مىكنم ، زيرا گذشت صفتى درخور كرم توست . خدايا برايم نيرويى نيست كه خود را بوسيلهء آن از عرصه نافرمانىات بيرون برم ، مگر آنگاه كه به محبّتت بيدارم سازى ، و آنچنان‌كه خواستى باشم ، پس تو را شكر گذارم ، براى اينكه در آستان كرمت واردم كردى ، و هم اينكه دلم را از آلايه‌هاى غفلت از حضرتت پاك نمودى . خدايا بر من نظر كن ، نظر به كسىكه صدايش كردى و تو را اجابت كرد ، و به يارىات به كارش گماشتى و او از تو اطاعت كرد ، اى نزديكى كه از فريفتگان دور نمىشود ، و اى سخاوتمندى كه از اميد بستگان به پاداشش دريغ نمىورزد . خدايا ، قلبى به من عنايت كن ، كه اشتياقش او را به تو نزديك كند ، و زبانى كه صدقش به جانب تو بالا برده شود . و نگاهى كه حق بودن او را به تو نزديك نمايد ، خدايا ، كسىكه به تو شناخته شد ، ناشناخته نيست ، و آن‌كه به تو پناهنده شد خوار نيسد ، و هركه را تو به او روى آورى برده نيست ، خدايا ، آن‌كه به تو راه جويد راهش روشن است ، و آن‌كه به تو پناه جويد در پناه