الشيخ عباس القمي (مترجم :انصاريان)
262
مفاتيح الجنان (فارسى)
خدايا بر نفسم در فرمانبرى از آن گناه بار كردم ، پس واى بر او اگر او را يامرزى ، خدايا نيكىات بر من در روزهاى زندگىام پيوسته بود ، پس نيكى خويش را در هنگام مرگم از من قطع مكن . خدايا چگونه از حسن توجهت پس از مرگم نااميد شوم ؟ ، درحالىكه در طول زندگىام مرا جز به نيكى سرپرستى نكردى . خدا كارم را چنانكه سزاوار آنى بر عهدهگير ، خدايا به سوى من با فضلت بازگرد ، به سوى گناهكارى كه جهلش سراپايش را پوشانده ، خدايا گناهانى را در دنيا بر من پوشاندى ، كه بر پوشاندن آن در آخرت محتاجترم ، گناهم را در دنيا براى هيچيك از بندگان شايستهات آشكار نكردى ، پس مرا در قيامت در برابر ديدگان مردم رسوا مكن ، خدايا جود تو آرزويم را گسترده ساخت ، و عفو تو از عمل من برترى گرفت . بار خدايا ، روزى كه در آن ميان بندگانت حكم مىكنى ، مرا به ديدارت خوشحال كن . خدايا عذرخواهى من از پيشگاهت عذرخواهى كسى است كه از پذيرفتن عذرش بىنياز نگشته ، پس عذرم را بپذير اى كريمترين كسىكه بدكاران از او پوزش خواستند . خدايا ، حاجتم را برمگردان ، و طمعم را قرين نوميدى مساز ، و اميد و آرزويم را از خود مبر . خدايا ، اگر خوارىام را مىخواستى ، هدايتم نمىنمودى ، و اگر رسوايىام را خواسته بودى عافيتم نمىبخشيدى ، خدايا ، اين گمان را به تو ندارم كه مرا در حاجتى كه عمرم را در طلبش سپرى كردهام ، از درگاهت بازگردانى . خدايا تو را سپاس ، سپاسى ابدى و جاودانه ، هميشگى و بىپايان ، سپاسى كه افزون شود و نابود نگردد ، آنگونه كه پسندى و خشنود گردى ، خدايا اگر مرا بر جرمم بگيرى ، من نيز تو را به عفوت بگيرم ، و اگر به گناهانم بنگرى ، جز به آمرزشت ننگرم ، و اگر مرا وارد دوزخ كنى ،