الشيخ عباس القمي (مترجم :انصاريان)

250

مفاتيح الجنان (فارسى)

مؤلف گويد : مبادا اين حكايت را دور از واقع بدانى ، چه همانا معجزات و كراماتى كه اين مشاهد مشرّفه به ظهور رسيده ، و به حدّ تواتر نقل شده بسيار زيادتر از آن است كه در شمار آيد . و در ماه شوال گذشته [ نسبت به زمان نوشتن اين قسمت از مفاتيح الجنان به وسليهء مؤلّف بزرگوارش مرحوم محدّث قمى رحمه الله ] سال هزار و سيصد و چ‌هل و سه هجرى قمرى در حرم مطهّر حضرت ثامن الائمة الهداة ، و ضامن الامّة العصاة مولانا ابو الحسن على بن موسى الرضا ( صلوات اللّه عليه ) ، سه زن كه هر سه به علت بيمارى فلج و مانند آن زمين‌گير بودند ، و علاجشان از توان پزشكان بيرون بود ، شفا يافتند ، و اين معجزه از آن قبر مطهّر بر همه واضح و آشكار شد همچون پديدار شدن خورشيد در آسمان صاف و بىابر ، و باز شدن دروازه نجب به روى عربهاى باديه‌نشين ، و شفا يافتن اين سه زن به اندازه‌اى روشن بود ، كه براى مردم بيان شد ، و دكترهايى كه از بيمارى آنان مطلّع بودند ، با اينكه در امر مداواى آنان دقت بسيار داشتند ، شفا يافتن معجزه‌گونه آنان را تصديق كردند ، و بعضى از آنها تصديق خود را بر شفاى آنان به صورت نوشته اعلام داشتند ، و اگر ملاحظهء اختصار ، و عدم مناسبت محل نبود ، داستان آنها را به تفصيل نقل مىكردم . چه زيبا سروده شيخ ما شيخ حرّ عاملى در قصيده‌اش و آنچه از بركات بارگاهش در همه روز نمايان شده * ديروزش مانند فردايش مىباشد و مانند شفاى كور و بيماران به سبب عنايتش * اجابت دعا در آستانش مىباشد سوم : شيخ كفعمى در كتاب « بلد الامين » فرموده : شب مبعث اين دعا را بخواند : خدايا ! از تو درخواست مىكنم ، به تجلّى اعظم ، د راين شب از ماه معظّم ، و به حق رسول مكرّم ، كه درود فرستى بر محمّد و خاندانش ، و بيامرزى بر ما ، آنچه را تو به آن از ما داناترى ، اى آن‌كه مىداند ، و ما نمىدانيم ، خدايا ! بر ما بركت ده در اين شب ، شبى كه آن را به شرف رسالت برترى دادى و به كرامتت