الشيخ عباس القمي (مترجم :انصاريان)
7
مفاتيح الجنان (فارسى)
مردى شتابان آمد ، گفت : اى قوم من ! از اين فرستادگان [ خدا ] پيروى كنيد ، از كسانى پيروى كنيد كه پاداشى از شما نمىخواهند و آنان راه يافتهاند ، و مرا چيست كه [ از روى يقين ] كسى را نپرستم كه مرا آفريده و به سوى او بازگردانده مىشويد ؟ آيا به جاى او معبودانى را برگزينم كه اگر [ خداى ] رحمان براى من آسيب و گزندى بخواهد نه شفاعتشان چيزى را از من دفع مىكند و نه مىتوانند نجاتم دهند ؟ ! اگر چنين كنم ، بىترديد در گمراهى آشكار خواهم بود ، [ اى رسولان ! ] بىترديد به پروردگار شما ايمان آوردهام ، بنابراين از من بشنويد ، [ سرانجام به دست آن مشركان شهيد شد ، و به او ] گفته شد : به بهشت درآى . گفت : اى كاش قوم من معرفت و آگاهى داشتند ، به اينكه پروردگارم مرا آمرزيد و از كرامتيافتگان قرارم داد . و بعد از شهادت او هيچ سپاهى از آسمان بر [ هلاكت ] قومش نازل نكرديم ، و بر آن نبودهايم كه نازل كنيم . [ كيفرشان ] جز يك فرياد مرگبار نبود كه ناگهان [ پس از آن فرياد ] همه بىحركت و خاموش شدند ! اى دريغ و افسوس بر اين بندگان كه هيچ پيامبرى براى هدايتشان نمىآمد مگر اينكه او را مسخره مىكردند ! آيا [ مشركان مكه ] ندانستهاند چه بسيار از اقوام پيش از آنان را [ به سبب كفر و طغيانشان ] هلاك كرديم كه آنان هرگز نزد اينان برنمىگردند ، [ و در دنيا زندگى دوباره نمىيابند ] و همهء آنان [ بدون استثنا گردآورى خواهند شد و ] در قيامت نزد ما احضار مىشوند . و اين زمين مرده براى آنان نشانهاى [ آشكار بر اينكه ما مردگان را در قيامت زنده مىكنيم ] مىباشد كه آن را زنده كرديم و از آن دانه بيرون مىآوريم كه از آن مىخورند ، و در ان بوستانهايى از درختان خرما و انگور قرار داديم ، و در آن از چشمههاى گوناگون روان ساختيم ، تا از ميوهء آن و آنچه دستهايشان به عمل مىآورد [ مانند شيره ، كشمش ، شربت و . . . ] بخورند ، آيا سپاسگذارى نمىكنند ؟ منزّه [ از هر عيب و نقصى ] است آنكه همهء زوجها را آفريد از آنچه زمين مىروياند و از وجود خودشان و از آنچه نمىدانند ، و نشانهاى [ از نشانههاى قدرت و حكمت ما اين ] براى آنها شب است كه [ پوشش ] روز را از آن بر مىكنيم ، پس ناگاه آنان به تاريكى درآيند ، و خورشيد [ نيز براى