الشيخ عباس القمي (مترجم :انصاريان)
201
مفاتيح الجنان (فارسى)
محرومم كنى ، اى كاش مىدانستم كه آيا مادرم مرا براى بدبختى به دنيا آورده ، يا براى رنج كشيدن و زحمت پرورانده است ، اگر چنين است كاش مرا نزاده و نپرورانده بود ، و اى كاش آگاه بودم كه آيا مرا از اهل سعادت قرار داده و به قرب و جوارت اختصاص دادهاى تا به اين سبب چشمم روشن و جانم آرام گيرد ؟ خدايا آيا چهرههايى كه در برابر عظمتت سجدهكنان به خاك افتاده سياه مىكنى ، يا زبانهايى را كه براى بزرگى و شكوهت به ستايش گويا شده ناگويا مىنمايى ؟ يا بر دلهايى كه به محبتت پيچيده شده مهر مىزنى ، يا گوشهايى را كه از شنيدن ذكرت در راه رضايت لذّت برده ناشنوا مىكنى ، يا دستهايى را كه آرزوهاى به اميد مهرورزىات به سويت بلند كرده و به زنجير مىبندى ، يا بدنهايى را كه در طاعتت كوشيده تا جايى كه در راه كوشش در بندگىات لاغر شده مجازات مىكنى ، يا پاهايى را كه در راه عبادتت پوييده به عذاب دچار مىنمايى ، خدايا درهاى رحمتت را بر يكتاپرستان مبند ، و شيفتگانت را از نگاه به زيبايى ديدارت محروم مساز ، خدايا جانى را كه به توحيدت عزّت بخشيدى ، چگونه به خوارى هجرانت ذليل مىكنى ، و باطنى كه بر دوستىات پيمان بسته ، چگونه به سوز آتشت مىسوزانى ؟ خدايا از دردناكى خشمت و بزرگى ناخشنوديت پناهم ده ، اى پرمهر ، اى منتّگذار ، اى مهربان ، اى بخشاينده ، اى جبّار ، اى چيره ، اى آمرزنده ، اى پردهپوش ، به مهرت مرا از شكنجه آتش و رسوايى ننگ رهايى بخش ، آنگاه كه نيكان از بدان جدا شوند ، و حالتهاى دگرگون گردد و هراسندهها بهراسند ، و نيكوكاران به خوشبختى نزديك شوند ، و بدكاران از آن دور گردند ، و به هركسى برابر آنچه انجام داده جزاى برازنده داده شود