الشيخ عباس القمي (مترجم :انصاريان)

173

مفاتيح الجنان (فارسى)

را با جانش تحمّل مىكند ، و دشمنان از هر جانب او را با شمشيرها و نيزه‌ها و ابزار جنگ در محاصره آورده‌اند ، در ميان آهن تلاش مىكند ، نهايت كوشش را به كار گرفته ، راه چاره‌اى نمىيابد ، و گريزگاهى نمىيابند ، از سختى جراحات بيمار شده ، يا در خون خويش زير سمها و لگدها غلطان گشته ، جرعه‌آبى را آرزو مىكند ، يا يك نگاه به اهل و فرزندش را تمّنا مىنمايد ، امّا توانى بر آن را ندارد ، و من از همهء اينها در سلامت كاملم ، تو را پس سپاس اى پروردگار تواناى شكست‌ناپذير و بردبارى كه شتاب نورزى ، بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست و مرا بر نعمتهايت از شاكران و در برابر عطاهايت از ذاكران قرار بده . خداى من و چه بسيار بنده‌اى كه به شامگاه و صبحگاه درآيد ، در تاريكىهاى درياها و تندبادها و در دل هراسها و امواج در حالى انتظار غرق شدن و هلاكت را مىكشد و توان چاره‌انديشى ندارد ، يا گرفتار صاعقه يا آوار يا آتش‌سوزى يا گلوگير شدن لقمه يا فرو رفتن در زمين يا مسخ شدن يا اتّهام به امر نامشروع است و من از همهء اينها در سلامت كاملم ، پس تو را سپاس اى پروردگار تواناى شكست‌ناپذير و بردبارى كه شتاب نورزى ، بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست و مرا بر نعمتهايت از شاكران و در برابر عطاهايت از ذاكران قرار ده . خداى من چه بسيار بنده‌اى كه به شامگاه و بامداد در حال مسافرت و دورى از همسر و و فرزند ، سرگردان در بيشه‌هاى خشك ، سرگشته در ميان حيوانات وحشى و چهارپايان و حشرات آن هم بىياور و تنها ، چاره‌اى نمىيابد ، و به راهى رهنمون نمىگردد ، يا در آزار است از سرمايى سرد يا گرمايى سوزان ، يا دچار