الشيخ عباس القمي (مترجم :انصاريان)
159
مفاتيح الجنان (فارسى)
شگفتيهايش در درياست ، اى آنكه گنيجنههايش در كوههاست ، اى آنكه آفرينش را آغاز كند سپس بازش گرداند ، اى آنكه مهء امور به به سوى او بازگردد ، اى آنكه لطفش را در هر چيز نمايان ساخته ، اى آنكه آفرينش هر چيز را نيكو پرداخته ، اى آنكه توانش در آفريدگان كارگر افتاده است . ( 59 ) اى دوست آنكه دوستى ندارد ، اى پزشك آنكه پزشكى ندارد ، اى پاسخگوى آنكه پاسخگويى ندارد ، اى يار مهربان آنكه مهربانى ندارد ، اى همراه بىهمرهان ، اى فريادرس آنكه فريادرسى ندارد ، اى رهنماى آنكه رهنمايى ندارد ، اى همدم آنكه همدمى ندارد ، اى رحمكنندهء آنكه رحمكنندهاى ندارد اى همنشينى آنكه همنشينى ندارد ( 60 ) اى كفايت كنندهء هركه از او كفايت خواهد ، اى راهنماى هركه از او راهنمايى جويد ، اى نگاهبان هركه از او نگاهبانى خواهد ، اى رعايت كنندهء هركه از او رعايت خواهد ، اى شفادهندهء هركه از او شفا طلبد ، اى داور هركه از او داورى خواهد ، اى بىنياز كنندهء هركه از او بىنيازى جويد ، اى وفادار به هر كه از او وفا جويد ، اى نيروبخش هركه از او نيرو خواهد ، اى سرپرست هركه از او سرپرستى خواهد . ( 61 ) خدايا ! از تو مىخواهم به نامت اى آفريننده ، اى روزىدهنده ، اى گويا ، اى راستگو اى شكافنده ، اى جدا كننده ، اى گشاينده ، اى پيونددهنده ، اى پيشى گيرنده ، اى بلند جايگاه . ( 62 ) اى آنكه شب و روز را دگرگون سازد ، اى آنكه تاريكيها و روشنايىها را قرار داد ، اى آنكه سايه خنك و گرما را آفريد ، اى آنكه خورشيد و ماه را مسّخر ساخت ، اى آنكه خير و شر را مقدّر نمود ، اى آنكه مرگ و زندگى را آفريد ، اى آنكه خلق و امر از آن اوست ، اى آنكه همسر و فرزندى نگرفت ، اى آنكه در فرمانرواى يشريكى برايش نيست ، اى آنكه از روى خوارى