الشيخ عباس القمي (مترجم :انصاريان)

106

مفاتيح الجنان (فارسى)

و پشتيبان و اميد من ، و تويى منتهاى خواسته و آرزوى من ، در دنيا و آخرت ، خداى من چسان درمانده‌اى را كه در حال گريز از گناهان خويش به تو پناه جسته از خود مىرانى ؟ يا چگونه رهجويى را كه شتابان قصد آستانت نموده نااميد مىكنى ؟ يا چگونه تشنه‌اى را باز مىگردانى كه وارد حوضهايت شده ؟ ، البته كه چنين نخواهى كرد زيرا حوضهاى رحمتت در سخت‌ترين خشك‌ساليها لبريز و درگاه لطفت همواره براى درخواست و وارد شدن باز است ، تويى منتهاى خواسته و نهايت آرزو . خداى من اين مهار نفس من است كه به پايبند مشيّت بستم ، و اين بارهاى سنگين گناهان من است كه به پيشگاه عفو و رحمتت انداختم ، و اين هوسهاى گمراه‌كنندهء من است كه به درگاه لطف و مهرت واگذاشتم . بار خدايا ! اين صبح مرا انگونه آغاز كن كه با پرتو هدايت و با سلامت دين و دنيا همراه باشد و شبم را سپرى ساز از نيرنگ دشمنان و نگاهبانى گردان از هلاكتهاى هواى نفس ، كه به يقين تو به هر چه بخواهى توانايى ، فرمانروايى را به هر كه بخواهى عنايت مىكنى ، و از هر كه بخواهى باز مىستانى ، و هركه بخواهى عزت مىبخشى ، و هركه اراده كنى به ذلت مىنشانى ، خوبى بدست توست ، همانا بر همه‌چيز توانايى ، شب را در روز درمىآورى ، و روز را در شب ، زنده را از مرده بيرون مىآورى ، و مرده را از زنده ، زنده ، و هر كه را بخواهى بىحساب روزى مىدهى . معبودى جز تو نيست . بار خدايا ! تنها تو را منزّه مىدارم و سپاس و ستايش مىگويم ، كيست كه قدر تو را بشناسد و از مقام تو نترسد ؟ و كيست كه بداند تو كسيتى آنگاه از تو نهراسد ؟ با قدرت خود پراكنده را الفت بخشيدى و با مهربانيت سپيده‌دم را شكافتى و با كرمت تاريكيهاى شب را روشن نمودى ، و آبهاى شيرين و شور